کوه صبر/ خاطره
خاطره ای از سید آزادگان ، حجت الاسلام ابوترابی
تهران - حیاتچند سال از دوران اسارتم را با حاج آقای ابوترابی گذاراندم. اردوگاه موصلِ1 که بودیم یک روز رفتم پیش حاج آقا و پرسیدم «همه اسرابرای حل مشکلاتشان به شما مراجعه می کنند و شما مرکزی برای درد و دل همه و یا حل مشکلات آنها شده اید، این را چه طور تحمل می کنی و خم به ابرو نمی آورید؟»چیزی نگفت. دوباره پرسیدم. از دادن جواب امتناع کرد. بار سوم وقتی اصرارم را دید ، گفت: «حسین آقا جون، دو رکعت نماز و توسل به حضرت زهرا (س)، کوه مشکلات را مثل موم نرم می کند. ازآن زمان هر وقت به مشکلی بر می خورم همین کار را می کنم.»برگرفته از کتاب «به لطافت باران» نوشته ی بیژن کیانی