کد خبر 107798
۲۱ مرداد ۱۳۹۲ - ۰۰:۰۰
تهران - حیاتیادش بخیر، حال و هوایی داشتیم تو خاکمون کرب و بلایی داشتیمتو جبهه ها یه عده سقا بودندیوونه حضرت زهرا بودنقمقمه ها رو به کمر می بستنانگاری که بار سفر میبستنوقتی ستاره ها به خواب میرفتنتو تاریکی دنبال آب میرفتن دل شونو تو علقمه میذاشتنسربند سقا به پیشونی داشتنیه عده هم روشونه شون علم بودلحظه حمله مثل اونا کم بودبا نعره حیدری جنگ میکردنعرصه رو بر دشمنا تنگ میکردناز حضرت عباس نشونی داشتنرو بدنا شون یادگار گذاشتنیه عده ای وایستادن و سردادنیه عده با صورت به خاک افتادن یکی،دو دستش شده بال،پرزدهپرزده و به کربلا سرزدهقمقمه هاشون شده پاره پارهروی زمین بارونی از ستارهیادش بخیر،حال و هوایی داشتیم تو خاکمون کربوبلایی داشتیم. (حاتمی از قهجاورستان)