نقطه شروع/ خاطره
خاطره ای کوتاه از شهید حسن شفیع زاده
تهران - حیاتتدارکات، یک تلویزیون بهش داد، قبول نکرد. مسئول تدارکات، تلویزیون را پشت ماشینش گذاشت. شفیع زاده هم تلویزیون رو از ماشین برداشت و گذاشت رو زمین. گفتم: چرا این هدیه راقبول نمیکنی؟ گفت:"میدونی، ناخالص بودن عمل، نقطه شروعی داره، من نخواستم این
عمل نقطه شروعی در زندگی من باشه میخوام ذرهای ناخالصی در عملم نباشه."