کد خبر 106988
۵ مرداد ۱۳۹۲ - ۰۰:۰۰

فروغ بی فروغ، آخرین تلاش مذبوحانه گروهک منافقین در ضربه به نظام اسلامی

فروغ بی فروغ، آخرین تلاش مذبوحانه گروهک منافقین در ضربه به نظام اسلامی

آخرین تلاش مذبوحانه گروهک تروریستی نفاق (مجاهدین خلق) برای مقابله با نظام جمهوری اسلامی ایران و براندازی آن در مرداد سال ۱۳۶۷ با مقاومت دلاور مردان بسیج و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در هم شکست و شرمساری و ننگ همیشگی را برای این گروهک فریب خورده و سران مزدور آن برجای گذاشت.

به گزارش حیات، عملیات گروهک منافقین با عنوان فروغ جاویدان درواقع حرکتی کاملا سازماندهی شده و با استفاده وسیع از امکانات ارتش عراق، کمک های اهدایی قدرت های بیگانه و بکارگیری تمامی توان و نیروهای این گروهک اعم از نیروهای حاضر درعراق و اعضای مقیم اروپا و دیگر کشورها انجام شد. براساس این گزارش، شرایط خاصی که در داخل کشور بوجود آمده بود به جهت پذیرش قطعنامه ۵۹۸ و برخوردهای تند و خصمانه خارجی و بین المللی از سوی آمریکا،اتحاد جماهیر شوروی، اتحادیه اروپا و ژاپن در جبهه های سیاسی، دیپلماتیک، اقتصادی، تبلیغاتی و حتی نظامی علیه جمهوری اسلامی ایران، عمال گروهک منافقین را در تحلیلی غلط و ناآگاهانه وادار به این خودزنی سیاسی و نظامی کرد. بنابراین گزارش، سوم مرداد ماه ۱۳۶۷اعضای این گروهک تروریستی سراسر نفاق از خاک عراق وارد ایران شدند و تعدادی از شهرهای استان کرمانشاه از جمله سرپل ذهاب، کرند و اسلام آباد غرب را به تصرف خود در آوردند و به سمت شهر کرمانشاه،مرکز استان حرکت کردند. آنها به سرعت از جاده اصلی به طرف کرمانشاه حرکت کردند. فرماندهان نظامی جمهوری اسلامی در ابتدا با استفاده از تاکتیک عقب نشینی به این گروهک متجاوز اجازه دادند تا به طرف کرمانشاه پیش روی کند تا بتوانند در یک فرصت مناسب در یک حمله غافلگیرانه ضربه اساسی را به آنها وارد کنند. پس از آنکه نیروهای منافقین به سی، چهل کیلومتری کرمانشاه رسیدند سپاه پاسداران و نیروهای بسیج عملیات نهایی خود را آغازکردند و آن چنان تلفات سنگینی به آنان وارد کردند که هرگز قادر به سازمان دهی دوباره نشدند. عملیات افتخار آفرین مرصاد که در روز پنجم مرداد ماه سال ۱۳۶۷ انجام گرفت سبب کشته شدن بیش از یک هزار و پانصد نفر از افراد مسلح گروهک تروریستی منافقین شد و تعداد زیادی از اعضای این گروهک سراسر فریب نیز زخمی یا اسیر شدند. وارد شدن تلفات سنگین در این عملیات افتخار آفرین، شیرازه این گروهک تروریستی را از هم پاشید و باعث طرح پرسش هایی جدی در بین اعضای باقی مانده این گروهک نفاق درباره ارزیابی های رهبری سازمان از وضعیت کشور و عاقلانه بودن تصمیم حمله به شهرهای مرزی شد. مخالفت های درون سازمانی به اوج رسید تا جایی که عده ای از اعضای بلندپایه این سازمان که بعدها از آن جدا شدند این اقدام را یک خودکشی نظامی ارزیابی کردند و رهبری مسعود رجوی را زیر سئوال بردند. بسیاری از صاحب نظران معتقدند که دوره اضمحلال و افول منافقین به عنوان یک گروهک تروریستی مسلحانه از همان زمان آغاز شد. ازاین تاریخ به بعد افراد باقی مانده از آنان هر چه بیشتر به رژیم دیکتاتوری صدام حسین وابسته شدند و به مزدوری رژیم بعثی عراق پرداختند. یکی از بزرگترین اشتباهات تاکتیکی این گروهک تروریستی در طرح عملیات فروغ(غروب جاویدان) ناآگاهی از میزان نفرت مردم ایران اسلامی از ماهیت سراسر نفاق خودشان بود. آنها با این سودای خام که مردم از جمهوری اسلامی ایران رویگردان شده و پذیرش قطعنامه ضربه ای مهلک بر اعتماد مردم نسبت به رهبری نظام وارد کرده و زمینه پذیرش آنها از سوی مردم فراهم شده و مورد استقبال گرم و پرشور مردم قرار خواهند گرفت عملیات را طراحی کردند. درحالی که وقایع بعدی نشان داد نه تنها مردم هیچ گونه استقبالی از آنها نکردند بلکه اسلحه بدست به مقابله با آنها پرداختند. رخدادهای روزهای بعد از این عملیات به طور دقیق نشان داد که مردم از این گروهک و ماهیت منافقانه آن تا چه اندازه دل زده بودند و اقبالی به آنها نشان ندادند. مردم شهرها و روستاهای در مسیر راه، نه تنها به این گروهک نپیوستند بلکه با شروع درگیری، اسرای ایرانی که به زور با آنان همراه شده بودند فرار کردند و به نیروهای ایرانی پیوستند. سران این گروهک معاند نظام اسلامی اگر اندک اطلاعی از تاریخ ایران داشتند، می توانستند دلایل فقدان حمایت مردم از خود را درک کنند. به شهادت تاریخ، ایرانیان همیشه ثابت کرده اند که با اجنبی و مزدورانی که به بیگانه متوسل می شوند یا موجب تقویت او می شوند سرستیز و ناسازگاری دارند. از این گذشته انجام عملیات فروغ جاویدان آن هم در زمانی که همه مردم ایران مشتاق آغاز آتش بس و برقراری صلح و آرامش در کشور و مرزهای آن بودند، این گروهک تروریستی را برای همیشه تاریخ به عنوان عناصری آتش افروز و جنک طلب و نیز مهره بیگانه و همدست عراق در نزد مردم مطرح کرد. مهم تر از همه اینکه مردم، گروهکی را که به مبارزه مسلحانه علیه نظام اسلامی برخاسته و بسیاری از اندیشمندان و مقام های برجسته آن را ناجوانمردانه ترور کرده است هرگز از آن خود نمی دانند و جنایاتش را فراموش نمی کنند و هرگز از آن حمایت نخواهند کرد. از آن دوران به بعد، روز به روز این گروهک تروریستی محکوم به عقب نشینی و از دست دادن جایگاه ضعیف و متزلزل خود در برابر جمهوری اسلامی شد. این گروهک سراسر نفاق با چنین عملیاتی نشان داد که هدفش فقط کسب قدرت به هرقیمتی است و هرگز برای مردم دل نمی سوزاند.ضمن این که ماهیت تنک نظرانه و استبدادگرای آن سازمان در عدم تحمل آرا و افکار دیگران نیز بیش از پیش آشکار شد و ازآن پس پیوسته این سوال مطرح می شد که چه فرقی بین استبداد سران این گروه با سایر دیکتاتورهای تاریخ خواهد بود. در این عملیات نیروهای عراقی وارتش صدام قول مساعدت و همکاری داده بودند امادرعمل این حمایت بسیار اندک وناچیز بود، شاید هم آشکار شدن شکست قریب الوقوع و سخت منافقین موجب شد عراقی ها نه بیهوده از جنک افزارهای خود کار بکشند و نه دشمنی خود با ایران را از آن چه که بود بیشتر کنند. در نهایت این اقدام نظامی مانند دیگر اقدام های این گروه،به شکست فاحش انجامید تا جایی که صاحب نظران آن را پایانی بر تلاش های مذبوحانه و مسلحانه گروهک منافقین طی دوران ده ساله ۱۳۵۷ تا ۱۳۶۷ دانسته اند. بر اساس واقعیت های موجود در بدنه این فرقه تروریستی، پس از خیانت های بی شمار به این مرز و بوم و به شهادت رساندن مردم بی دفاع و مظلوم کوچه و خیابان می توان به وضوح رخوت و خمودگی مزدوران خائن و خود فروخته این گروهگ نفاق را به عیان در چهره و رفتار آنان مشاهده کرد، آنها هم اکنون عده ای مفلوک، بدبخت و نا امید به ادامه حیات هستند که این نیز نتیجه همه جنایاتی است که در حق مردم مسلمان و مظلوم ایران و عراق در طول سالهای گذشته انجام دادند و امروز تقاص جنایاتشان را همچون صدام دیکتاتور جانی و بعثی در حال پس دادن هستند یعنی همان انتقام الهی که وعده آن به منافقین داده شده است. افسردگی، بدبختی و فلاکت در پس همه شعارهای آنها بخوبی دیده می شود یعنی همان خواسته ای که در دعاهای مادران شهدا از خدا خواسته شده بود همانطور که صدام و همه جنایتکاران اسیر آه مردمی شدند که مورد ظلم آنها واقع شده بودند امروز آه خانواده های شهدا منافقین را گرفته و روزهای بدبختی و فلاکت منافقین تازه شروع شده است. هم اکنون بی اطلاعی از دنیای خارج، دوری از هرگونه رابطه انسانی و عاطفی، دخالت در همه ابعاد حتی جزئی ترین بخش های زندگی افراد، اطاعت کورکورانه و کشته شدن خلاصه آن چیزی است که در این فرقه تروریستی سراسر فریب به وقوع پیوسته است.

برچسب‌ها