دوباره راهی بیت الحسن شدم/ شعر
شعری بمناسبت میلاد فرخنده و باسعادت کریم اهلبیت، امام حسن مجتبی علیه السلام
تهران - حیاتای امتداد سوره ی کوثر خوش آمدیای روشنای قلب پیمبر خوش آمدیآییینه دار حضرت حیدر خوش امدیکوری چشم دشمن ابتر خو ش آمدیاز مقدم تو فاطمه مادر خطاب شدلفظ ابوالحسن لقب بوتراب شدخیلی بلند قرائت قران مکن پسر در بین کوچه راه بندان مکن پسرمجنون شهرا تو پریشان مکن پسرلیلاترین ، غمزه به آسمان مکن پسرامشب دوباره راهی بیت الحسن شدممست جمالت هستم و خالی ز (من) شدمپهن است ابتدای کوچه بساط گدائیمبا تو به سر شده است غم ِ بی نوائیماز برکت دعای شما من خدائیمبا لطف توست اگر کربلائیمگیریم مرد شامی آمده اینجا نگاه کندست مرا بگیر مرا سر به راه کنما خانوادتاٌ همگی نوکر شماتو خانوادتاٌ ، مسیحا ، گره گشا من با قبیله ام ، گدایان مجتبی تو با عشیره ات ، عزیزان قلب ما یا ایها الکریم بده روزی مراهرگز ندیده ایم که تو رد کنی گدایک روز می رسد حرمت را بنا کنیمبا طرح و نقشه های حریم رضا کنیمصحنت زمرد و گنبد طلا کنیمبعدش نشسته در حریم شما و صفا کنیمدر وصف و شرح حال تو این کامل است و بسشاگرد مکتب تو ابوفاضل است و بسمرد جمل دلاوریت حیرت آورستتکبیرهای حیدریت حیرت آورسترزم آوری و برتریت حیرت آور استبا یک سپاه برابریت حیرت آورست ختم به خیر قائله فرما اراده کنآن فتنه را بگیر و زاشتر پیاده کنروشن کن و بگو خواص را نفاق چیست ؟ آقا بگو که بین گذر اتفاق چیست ؟آتش کشیدن دل یاس های باغ چیست ؟آقا بگو که درد کدام است و داغ چیست؟ ای کوه صبر ، حضرت سردار بی سپاهمن آه می کشم زغمت ..... آه پشت آه