کد خبر 106844
۱ مرداد ۱۳۹۲ - ۰۰:۰۰

دیده بان/ خاطره

خاطره ای کوتاه از شهید مهدوی به نقل از حجت ایروانی

تهران - حیاتکنار خط شروع به دیده‌بانی کرد. گفتم: اینجا رو با چند آتش‌بار ثبت کن. بعد هم تنهاش گذاشتم و رفتم. ساعت پنج بامداد با صدای چندین انفجار از خواب پریدم، با بی‌سیم با همه دیدگاه‌ها تماس گرفتم، فقط برادر مهدوی پاسخ نداد! بی‌سیم‌چی را صدا زدم و گفتم: تلاش کن با مهدوی تماس بگیری، بی‌سیم‌چی مات و مبهوت به من نگاه کرد، یکی از بچه‌های مقر دستم را گرفت و کنار کشید و گفت: ساعتی پیش مهدوی تماس گرفت؛ چند موقعیت را اعلام کرد و گفت: "این مشخصات رو با آتش سنگین بزنید دشمن خط ما رو شکسته، من هم می‌خوام بی‌سیم رو منهدم کنم." این آخرین پیام مهدوی بود، ما اون مشخصات رو زدیم، بعد فهمیدیم مشخصاتی که داده بود، محل خودش در همان خاکریز خط مقدم بود! با این کار شهید مهدوی، جلوی پیشروی بیشتر عراقی‌ها گرفته شد.

برچسب‌ها