شرح یک عکس
23 تیرماه سالگرد اولین اقامه نماز جمعه حضرت آیت الله خامنه ای است در دوران ولایتشون در سال 1368
(برای مشاهده سایز اصلی تصویر روی آن کلیک کنید)به گزارش حیات، آنچه در زیر می خوانید بازخوانی سخنان مقام عظمای ولایت است در این روز.ضمناً فایل صوتی این سخنرانی نیز در قسمت ضمائم همین صفحه برای دانلود قرار داده شده است.بسماللَّهالرّحمنالرّحیمالحمدللَّه رب العالمین نحمده و نستعینه و نؤمن به و نتوکّل علیه و نصلّى و نسلّم على حبیبه و نجیبه و خیرته فى خلقه حافظ سرّه و مبلّغ رسالاته سیّدنا و نبیّنا ابىالقاسم محمّد و على اله الأطیبین الأطهرین المنتجبین الهداة المهدیّین المعصومین سیّما بقیّةاللَّه فى الارضین و صلّ على ائمّة المسلمین وحماة المستضعفین و هداة المؤمنین. اوصیکم عباداللَّه بتقوىاللَّه و نظم امرکمهمهى برادران و خواهران عزیز نمازگزار را به رعایت تقواى الهى و یاد خدا در همهى مراحل زندگى و پناه بردن به او در همهى مشکلات و امید بستن به فضل الهى در همهى کارها و تلاشها و مجاهدتها، دعوت و توصیه مىکنم.چهل روز از فقدان عظیم و مصیبتبار امام بزرگوارمان مىگذرد و این اولین جمعهیى است که من در فقدان آن عزیز به نماز جمعه مىآیم و با شما امت وفادار و یاران مخلص او روبهرو مىشوم. باور کردن این حقیقت تلخ، بسیار سخت است. در طول سالهاى گذشته، تصور دنیاى بىروح و فضاى افسرده و زندگى غمانگیزى که در آن، امام و رهبر و مراد و معلم و مرشد و پدر و امید ما حضور نداشته باشد، برایمان بسیار دشوار بود.پروردگارا ! ما در این مصیبت به تو پناه مىبریم، از تو تسلا مىجوییم، از تو کمک مىخواهیم و به تو شکوه مىکنیم. اى بقیّةاللَّه، اى حجةبنالحسنالعسکرى! تسلیت این مصیبت بزرگ را به تو عرض مىکنیم.از خود آن معلم بزرگ و پدر مهربان آموختهایم که مصیبتها را - هرچند بزرگ باشند - باید تحمل کرد. یاران و مؤمنان، مصیبت رحلت پیامبر اسلام(ص) و شهادت علىبنابىطالب(ع) و دیگر مصیبتهاى بزرگ را تحمل کردند و از مصیبت، وسیلهى عروج و پلکانى به سمت هدفهاى والا و بلند ساختند. ما هم اى امام بزرگ و اى خمینى عزیز! از خداى تو کمک مىگیریم و درسهاى تو را، درس زندگى خود قرار مىدهیم، تا شاید از این مصیبت، پلکانى به سمت هدفهاى والا و عزیزى که یک عمر در راه آن مجاهدت کردى، بسازیم.امروز مایلم در خطبهى اول راجع به اماممان صحبت کنم. دربارهى او خیلى حرف زده شد؛ اما به اعتقاد من هنوز زود است که تحلیلگرهاى جهانى بتوانند امام بزرگوار را بدرستى بشناسند؛ شخصیت عظیمى که در طول تاریخ بعد از انبیا و اولیا، امثال او بسیار بندرت ظهور مىکنند. آنها کارهاى بزرگ انجام مىدهند و مثل برق مىدرخشند و فضا را منور مىکنند و مىروند.امام بزرگوار ما کارهاى بزرگِ متناسب با بزرگى خود انجام داد و من امروز بعضى از آنها را به یاد شما مىآورم. یقیناً اگر تحلیلگرها و متفکران کارهاى بزرگ امام امت را فهرست کنند، چند برابرِ آن چیزى خواهد شد که من امروز آنها را برمىشمارم.اولین کار بزرگ او، احیاى اسلام بود. دویست سال است که دستگاههاى استعمارى سعى کردند تا اسلام به دست فراموشى سپرده شود. یکى از نخستوزیرهاى انگلیس در جمع سیاستمداران استعمارى دنیا اعلام کرده بود که ما باید اسلام را در کشورهاى اسلامى منزوى کنیم! قبل و بعد از آن نیز پولهاى گزافى خرج شد تا اسلام در درجهى اول از صحنهى زندگى، و در درجهى دوم از ذهن و عمل فردى انسانها خارج شود؛ چون مىدانستند این دین، بزرگترین مانع در راه چپاول قدرتهاى بزرگ و استکبارى است. امام ما اسلام را دوباره زنده کرد و به ذهن و عمل انسانها و صحنهى سیاسى جهان برگرداند.دومین کار بزرگ او، اعادهى روح عزت به مسلمین بود. اینگونه نبود که اسلام صرفاً در بحثها و تحلیلها و دانشگاهها و صحن جامعه و زندگى مردم مطرح شود؛ بلکه بر اثر نهضت امام ما، مسلمانها در همه جاى عالم احساس عزت کردند.یک نفر مسلمان از کشورى بزرگ که مسلمین در آن در اقلیت قرار دارند، به من مىگفت: قبل از انقلاب اسلامى، مسلمان بودن خود را هرگز اظهار نمىکردیم. طبق فرهنگ آن کشور، همه اسم محلى داشتند، و هرچند خانوادههاى مسلمان روى بچههاى خود اسم اسلامى مىگذاشتند، اما جرأت نمىکردند آن اسم را اظهار کنند و از بیان آن خجالت مىکشیدند! اما بعد از انقلاب شما، مردم ما با افتخار اسم اسلامى خود را مىگویند، و اگر از آنها بپرسند که شما چه کسى هستید، اول آن اسم اسلامى را با افتخار بر زبان مىآورند.بنابراین، با کار بزرگى که امام(ره) انجام داد، مسلمانها در همه جاى دنیا احساس عزت مىکنند و به مسلمانى و اسلام خود مىبالند.سومین کار بزرگ او این بود که به مسلمانها احساس درک امت اسلامى داد. قبل از این، مسلمانها در هر جاى دنیا که بودند، چیزى به نام امت اسلامى برایشان مطرح نبود و یا اصلاً جدى تلقى نمىشد. امروز همهى مسلمانها در اقصاى آسیا تا قلب آفریقا و تمام خاورمیانه و در اروپا و امریکا، احساس مىکنند که جزو یک جامعهى جهانىِ بزرگ به نام امت اسلامى هستند. امام احساس شعور نسبت به امت اسلامى را ایجاد کرد، که بزرگترین حربه براى دفاع از جوامع اسلامى در مقابل استکبار است.چهارمین کار بزرگ او، ازالهى یکى از مرتجعترین و پلیدترین و وابستهترین رژیمهاى منطقه و جهان بود. ازالهى حکومت پادشاهى در ایران، یکى از بزرگترین کارهایى بود که کسى مىتوانست آن را تصور کند. ایران مهمترین دژ استعمار در منطقهى خلیجفارس و خاورمیانه بود. این دژ، به دست امام ما در هم فرو ریخته شد.کار پنجم او، ایجاد حکومتى بر مبناى اسلام بود؛ چیزى که به ذهن مسلمانها و غیرمسلمانها خطور نمىکرد، و خواب خوشى بود که مسلمانهاى سادهلوح هم هرگز آن را با خود تصور نمىکردند و نمىدیدند. امام(ره) در حد یک معجزه، به این خیال افسانهآمیز لباس واقعیت پوشاند.کار ششم او، ایجاد نهضت اسلامى در عالم بود. قبل از انقلاب اسلامى، در بسیارى از کشورها و از جمله کشورهاى اسلامى، گروهها و جوانها و ناراضیها و آزادىطلبها، با ایدئولوژیهاى چپ وارد میدان مىشدند؛ اما بعد از انقلاب اسلامى، پایه و مبناى حرکتها و نهضتهاى آزادیبخش، اسلام شد. امروز در هر نقطهیى از دنیاى وسیع اسلام که جمعیت یا گروهى به انگیزهى آزادیخواهى و ضدیت با استکبار حرکت مىکنند، مبنا و قاعدهى کار و امید و رکنشان، تفکر اسلامى است.هفتمین کار بزرگ او، نگرشى جدید در فقه شیعه بود. فقاهت ما پایههاى بسیار مستحکمى داشته و دارد. فقاهت شیعه، یکى از محکمترین فقاهتها و متکى به قواعد و اصول و مبانى بسیار مستحکمى است. امام عزیزمان این فقه مستحکم را در گسترهیى وسیع و با نگرشى جهانى و حکومتى مورد توجه قرار داد و ابعادى از فقه را براى ما روشن کرد که قبل از آن روشن نبود.کار هشتم او، ابطال باورهاى غلط در باب اخلاق فردى حکام بود. در دنیا پذیرفته شده است که کسانى که در رأس اجتماعات قرار مىگیرند، اخلاق فردىِ خاصى داشته باشند! تکبر ورزیدن، برخوردار بودن از زندگى راحت و مسرفانه، تجملگرایى، خودرأیى و خودخواهى و امثال اینها، چیزهایى است که مردم دنیا قبول کردند که کسانى که در رأس حکومتها قرار مىگیرند، این اخلاق را داشته باشند. حتّى در کشورهاى انقلابى، انقلابیونى که تا دیروز زیر چادرها زندگى مىکردند و در دخمهها مخفى مىشدند، به مجرد اینکه به حکومت مىرسند، وضع زندگیشان عوض مىشود و اخلاق حکومتیشان تغییر مىکند و همان وضعیتى را به خود مىگیرند که بقیهى سلاطین و رؤساى عالم داشتند! ما از نزدیک چنین چیزى را دیدهایم؛ براى مردم هم مایهى تعجب نیست.امام ما این باور غلط را عوض کرد و نشان داد که رهبر محبوب و معشوق یک ملت و دیگر مسلمانان عالم، مىتواند زندگى زاهدانهیى داشته باشد و به جاى کاخهاى مجلل، در یک حسینیه از دیدارکنندگان پذیرایى کند و با لباس و زبان و اخلاق انبیا با مردم برخورد کند.اگر دلهاى حکام و زمامداران به نور معرفت و حقیقت روشن شده باشد، تجمل و تشریفات و اسراف و برخورداریهاى زیاد و خودرأیى و تکبر و استکبار، جزو لوازم حتمى زمامدارى آنها محسوب نمىشود. از معجزات بزرگ آن بزرگوار این بود که هم در زندگى خود و هم در آن دستگاهى که به وجود آورده بود، نور معرفت و حقیقت تجلى یافته بود.کار نهم او، احیاى روحیهى غرور و خودباورى در ملت ایران بود. برادران عزیز! حکومتهاى استبدادى و فردى، سالهاى متمادى ملت ما را به صورت ملتى ضعیف و مستضعف و توسرىخور در آورده بودند؛ ملتى که از استعداد جوشان و خصلتهاى جمعىِ فوقالعاده ممتاز برخوردار است و در طول تاریخ بعد از اسلام، اینهمه افتخارات علمى و سیاسى دارد.قدرتهاى خارجى - مدتى انگلیسیها و مدتى هم روسها و دیگر دولتهاى اروپایى، و پس از آن امریکاییها - ملت ما را تحقیر کرده بودند. ملت ما هم باور کرده بود که قابلیت و لیاقت کارهاى بزرگ را ندارد، سازندگى از او بر نمىآید، ابتکار از او ساخته نیست و دیگران باید بر او آقایى کنند و به او زور بگویند! بنابراین، روح غرور و افتخار ملى را در ملت ما کشته بودند؛ ولى امام عزیز ما، روح غرور و افتخار ملى را در ملت ایران بیدار و زنده کردند.در همان حال که ملت ما از احساسات و نخوتهاى بیجاى ناسیونالیستى - که استکبار عامل آن، و رژیم منحوس پهلوى مروجش بود - مبرا هستند، اما احساس عزت و قدرت مىکنند. امروز ملت ما از دست به دست هم دادن و توطئهى مشترک شرق و غرب و ارتجاع نمىترسند و احساس ضعف هم نمىکنند. جوانهاى ما احساس مىکنند که خودشان مىتوانند کشورشان را بسازند. مردم ما احساس مىکنند که قدرت و توان آن را دارند که در مقابل تحمیلها و زورگوییهاى شرق و غرب بایستند. این روح عزت و خودباورى و غرور ملى و افتخارات حقیقى و اصیل را امام(ره) در ملت ما زنده کرد.و بالاخره دهمین کار بزرگ او، اثبات این نکته بود که «نه شرقى و نه غربى»، یک اصل عملى و ممکن است. دیگران خیال مىکردند که یا باید به شرق متکى بود و یا به غرب، یا باید نان این قدرت را خورد و ستایشش کرد و یا آن قدرت را ! فکر نمىکردند که یک ملت بتواند هم به شرق و هم به غرب «نه» بگوید و بایستد و بماند و خود را روزبهروز ریشهدارتر کند؛ اما امام(ره) این نکته را ثابت کرد.من ده محور از کارهاى بزرگ امام(ره) را برشمردم؛ اما اگر بنشینیم فکر کنیم، کارهاى بزرگ را در پروندهى منور این مرد الهى چندین برابر خواهیم یافت. در اینجا دو نکته را یادآورى مىکنم:نکتهى اول: کسانى که با امام در افتادند، خودشان را روسیاه کردند. بدبخت آن کسانى هستند که به خاطر شادکردن دل صهیونیستها و خوشحال کردن امریکا و پُرکردن کیسهى خود از پولهاى نفت ارتجاع، حقیقت را پوشاندند و با امام ما درافتادند. روسیاه آن کسانى هستند که مىتوانستند زیر بالهاى مهربان این پدر و استاد و معلم قرار بگیرند و از او منتفع شوند؛ ولى به بخت خودشان لگد زدند و به آغوش دشمنان او پناه بردند و الان در اروپا و امریکا و امریکاى لاتین و عراق و بعضى کشورهاى دیگر سرگردانند.این بیچارهها و روسیاهها هنگامى که داخل کشور بودند، قطرهیى در مقابل اقیانوس محسوب مىشدند؛ اما نمىفهمیدند که چهقدر ناچیز و کوچکند. مراسم ارتحال آن بزرگوار به همه فهماند که امام(ره) چه کسى بود و ملت کجاست و چه مىگوید و چگونه مىاندیشد و چه مىخواهد و همچنین مخالفان چه کسانى هستند و کجایند. خدا کند براى خودشان هم دیگر این اشتباه باقى نمانده باشد که خیال کنند چیزى و کسى هستند.آنها حقیقتاً به خودشان جفا کردند که در مقابل امام(ره) ایستادند. آینده و افتخار متعلق به کسانى است که پشت سر امام حرکت کردند؛ یعنى قشر عظیم متن ملت و همهى آحاد مردم. شما مردم نشان دادید که یاران و وفاداران و مخلصان امام هستید و بر این یارى و وفادارى و اخلاص پایدارید.نکتهى دوم این است که امام خصوصیات ممتاز فردى خیلى داشت؛ اما توفیقات او بالاتر از آن بود که به خصوصیات فردى یک انسان - هرچه هم بالا - متکى باشد. شجاعت و آگاهى و عقل و تدبیر و دوراندیشى امام بسیار ممتاز بود - در اینها هیچ شکى نیست - اما توفیقاتى که آن بزرگوار به دست آورد، خیلى بالاتر از این است که به شجاعت و عقل و تدبیر و آیندهنگرى زیاد یک انسان متکى باشد.آن توفیقها از جاى دیگر نشأت مىگرفت، که در درجهى اول از اخلاص او ناشى مىشد؛ «مخلصین له الدّین». مخلص خدا بود و کار را فقط براى او - ولاغیر - انجام مىداد. لذا اگر همهى دنیا هم در مقابل او قرار مىگرفتند و از او چیزى مىخواستند که مورد رضاى خدا نبود، انجام نمىداد.در درجهى دوم، توکل و حسن ظن به خدا داشت. هیچ کارى در نظر او خارج از قدرت الهى نبود. کارهاى بزرگ، حرکتهاى عظیم، کندن کوههاى راسخ و جبال راسیات براى او میسور بود؛ چون عقیده داشت که به خدا متکى است و خدا او را کمک مىکند؛ و چون به خدا توکل داشت، لذا با حسن ظن مىنگریست.روزى که او نهضت را شروع کرد، کسانى که فکر کنند مىشود نهضتى بر پا کرد، خیلى کم بودند. آن روزى که او شعار اسقاط رژیم سلطنت را داد، کسانى که فکر کنند مىشود رژیم سلطنت در ایران ساقط شود، بسیار معدود بودند. آن روزى که سیاست «نه شرقى و نه غربى» را اعلام کرد، کسانى که فکر مىکردند مىشود بدون اتکاى به شرق و غرب حکومتى داشت و آن را نگهداشت و اداره کرد، بسیار نادر بودند. آن روزى که گفت: «امریکا هیچ غلطى نمىتواند بکند»، کسانى که باورشان باشد که امریکا نسبت به امام و امتش هیچ غلطى نمىتواند بکند، خیلى کم بودند.او تمام این کارهاى بزرگ را به خاطر توکل به خدا انجام داد و مىدانست که مىتواند انجام دهد. البته براى او، انجام شدن کار هدف نبود. او مىگفت: من وظیفهام را انجام مىدهم. پیروزى او به این بود که بتواند وظیفهاش را انجام دهد. در نظر امام(ره)، پیروزى این نبود که انسان بتواند آن کارى را که مىخواهد، انجام بدهد؛ در نظر او، پیروزى این بود که انسان بر طبق تکلیف خود عمل کند. با این روحیه و احساس و انگیزه، او کار را پیش برد و ادامه داد.امام دو خصوصیت دیگر هم داشت، که این هم جز با نورانیت الهى ممکن نبود، و آن عبارت بود از: دشمنشناسى و دوستشناسى. در شناخت دشمنها و دوستها اشتباه نکرد. از اول دشمنها را شناخت و آنها را اعلام کرد و تا آخر هم در مقابلشان ایستاد، و نیز از اول دوستها را شناخت و آنها را اعلام کرد و تا آخر هم از دوستى آنها منتفع شد.او همیشه بر مردم و ملتها تکیه مىکرد. در سفرى که مىخواستم به خارج از کشور بروم، خدمت امام بزرگوارمان رفتم. در آن زمان جریانى وجود داشت، که به ایشان گفتم در دنیا نسبت به این جریان علیه ما خیلى حرف است. (البته مىخواستم به ایشان گزارش بدهم؛ والّا من هم هیچ رعب و خوفى از آن جنجالهاى جهانى نداشتم و بعداً هم وارد آن ماجرا شدم). ایشان تمام خبرهاى دنیا را همیشه به صورت نزدیک و نقد در اختیار داشتند و غالباً خبرهاى جهانى را زودتر از دیگران به دست مىآوردند. امام(ره) در پاسخِ من با لبخند رضایتى گفتند: بلى، اطلاع دارم؛ اما همهى ملتها با ما هستند. واقعاً همینطور بود که ایشان مىفرمودند. در همان سفر، آنچنان حضور ملتها در کنار ما آشکار شد که همه را مبهوت کرد. بنابراین، او هم دوستانش را مىشناخت، و هم دشمنانش را. از دوستانش منتفع مىشد و به آنها اعتماد و تکیه مىکرد. بزرگترین دوستانش شما ملت وفادار بودید، و امام چه خوب شما را شناخته بود.ما باید با تکرار این حقیقتها، یک هدف را دنبال کنیم و آن، درس گرفتن است ولاغیر؛ والّا صِرف ستایش کردن فایدهیى ندارد؛ بلکه گاهى هم مضر است؛ زیرا وقتى که خیال کنیم او کارها را انجام داده است، تصور مىکنیم که دیگر کارى به عهدهى ما نیست.گر نماز آن بود کان مظلوم کرددیگران را زین عمل محروم کردما آن بزرگوار و انسان والا و مقتدا و قائد را ستایش مىکنیم، تا خودمان را به او نزدیک سازیم و راهش را ادامه دهیم. تقواى خدا بر همهى امور زندگى او حاکم بود؛ ما نیز باید تقواى خدا را ملاک همهى امورمان بشماریم. اصل قضیه تقواست. تقوا، یعنى مراقب باشیم برخلاف ارادهى الهى حرکتى از ما سرنزند.پروردگارا ! به محمّد و آل محمّد تو را سوگند مىدهیم، امام عزیزمان را با برترین و محبوبترین و مقربترین بندگانت محشور بفرما و به او بهترین جزا و پاداش را عنایت کن.بسماللَّهالرّحمنالرّحیموالعصر. انّ الانسان لفى خسر. الّا الّذین امنوا و عملوا الصّالحات. و تواصوا بالحقّ و تواصوا بالصّبر.بسماللَّهالرّحمنالرّحیمالحمدللَّه ربّ العالمین والصّلاة والسّلام على سیّدنا و نبیّنا ابى القاسم محمّد و على علىّ امیرالمؤمنین و صدّیقة الطّاهرة سیّدة نساءالعالمین و الحسن و الحسین سبطىالرّحمة و امامى الهدى و علىّبنالحسین و محمّدبنعلى و جعفربنمحمّد و موسىبنجعفر و علىّبنموسى و محمّدبنعلى و علىّبنمحمّد و الحسنبنعلى والخلف القائم المهدى حججک على عبادک و امنائک فى بلادک و صلّ على ائمّةالمسلمین و حماةالمستضعفین و هداة المؤمنین. اوصیکم عباداللَّه بتقوى اللَّهدر این خطبه مایلم در گفتار کوتاهى، نگاهى به آینده بیندازیم. اولاً، از خبرگان منتخب مردم به خاطر حسنظنى که به این بندهى حقیر ابراز داشتند و مسؤولیت بزرگ و سنگینى را بر دوش من نهادند، تشکر مىکنم. ثانیاً، از آحاد ملت بزرگ ایران و گروههاى پُرشور و وفادار که در طول این مدت به عنوان بیعت و اعلام وفادارى، با پیام و حضور و پیادهروى و تهیهى طومار و غیره، تأیید و حمایت خودشان را اعلام داشتند، صمیمانه و با همهى وجود تشکر مىکنم و به خاطر وفادارى بىنظیرشان نسبت به امام و مقتداى بزرگ امت در طول چهل روز عزاى عمومى، سپاسگزارم.آنچه شما ملت ایران از خود نشان دادید، یقیناً درس بزرگى خواهد بود که در طول تاریخ به ثبت خواهد رسید. از برادران عزیز کشورهاى دیگر و مسلمانان سراسر عالم که در این عزاى بزرگ با ملت ایران همنوایى کردند و همدردى نشان دادند و یاد امام و قائد بزرگ ما را گرامى داشتند، صمیمانه تشکر مىکنم. به میهمانان عزیز جمهورى اسلامى نیز که جمع کثیرى از آنها در نماز حضور دارند، خیر مقدم مىگویم و از حضورشان در جمهورى اسلامى و احترامشان به امام بزرگوارمان متشکرم.برادران و خواهران عزیز و ملت بزرگ ایران! حضور و اجتماع و وحدت کلمهى شما در این مرحلهى بسیار حساس، بزرگترین پیروزى را به جمهورى اسلامى داد. بارها تکرار کردهایم که دشمنان ما به این مرحله - فقدان امام(ره) - چشم امید دوخته بودند. بحمداللَّه با حرکت قاطع شما، طلسم دشمن شکسته شد و خواب و خیال باطل از چشمش رخت بربست.ملت ایران در این مرحله، بهترین حرکت و موضعگیرى را انجام داد؛ اما باید به همهى برادران و خواهران عزیز در سراسر کشور بگویم که ما براى سازندگى کشور و تداوم راه امام عزیزمان و تحقق آمال و آرزوها و آرمانها و اهداف این انقلاب الهى و بزرگ، راهى طولانى در پیش داریم. یقیناً دشمنهاى کینهورز و توطئهگر و خدعهگر حاضر نیستند از دشمنى خود با اسلام و جمهورى اسلامى دست بردارند.شما در طول این دهسالونیمى که از پیروزى انقلاب گذشته، بارها به دشمن تودهنى زدهاید و او را دچار شکستىخفتبار کردهاید؛ اما باز هم دشمن دست به توطئه و خدعه و خباثت خواهد زد. البته او انتظار دارد که ملت ایران دهها بار دیگر هم در مقابله با توطئههاى خبیثانهاش، مشت محکم خود را به دهان و سینهى او بکوبد و انشاءاللَّه خواهد کوبید. براى این کار، بیدارى ملت ایران و وحدت کلمهى شما مردم همیشه لازم است.در یک موازنهى حقیقى و با توجه به معیارهاى الهى و واقعى، شما از همهى دشمنانتان قویترید؛ در این هیچ شکى نیست. ثروتهایى که در اختیار قدرتهاى جهانى است، وسایل تبلیغاتىیى که آنها دارند و سلاحهاى مدرنى که به آن مىبالند، قدرت ظاهرى است؛ نباید گول خورد و زرق و برقها و ظاهر کارها را ملاک قرار داد. اگر قرار بود اینها دشمن را به اقتدار حقیقى در مقابل ما برساند، ما باید حالا در دنیا وجود نمىداشتیم و جمهورى اسلامى باید یک افسانه مىبود؛ مىبینید که اینطور نیست.قدرت واقعى، عبارت است از قدرت ملتى که اولاً آگاه باشد پیرامون او چه مىگذرد، ثانیاً به حق و راه خود ایمان داشته باشد، ثالثاً تصمیم بگیرد که این راه را ادامه دهد. اگر ملتى این سه خصوصیت را داشت، هیچ قدرتى در دنیا از او قویتر نیست.ما از حق خودمان دفاع مىکنیم. ما که نمىخواهیم به حقوق دیگران دستاندازى کنیم. ما که قصد توسعهطلبى نداریم. ما که براى دخالت در امور دیگران، به آن سمت دنیا لشکرکشى نمىکنیم؛ اما دشمنان ما این کارها را مىکنند. بنابراین، آنها محکوم به شکستند.ما داریم از حیثیت و شرف و دین و انقلاب و حقوق انسانى و استقلالمان دفاع مىکنیم. هر ملتى که از حقوق حقیقى خود با آگاهى و ایمان و تصمیم دفاع کند، قطعاً پیروز خواهد شد. بنابراین، ما از دشمنهامان قویتریم؛ منتها توجه کنید که قویتر بودن وقتى به کار مىآید که بیدار باشیم. یک آدم قوى و پهلوان، هرچه هم که قوى باشد، اما اگر در خواب بماند، ممکن است بچهیى هم به او ضربه بزند. باید بیدارى را حفظ کنید.قوّت و قدرت ما هنگامى بروز مىکند که ملتى یکپارچه باشیم. اگر بین ما اختلاف و دودستگى شد، بگومگو رخ داد، جریانهاى مختلف پدید آمد و قدرتطلبى شد، قدرتمان را از دست خواهیم داد؛ «و تذهب ریحکم»(1). اختلاف، اصلاحیات و آبرو و اقتدار را از هر ملتى مىگیرد. اگر شما وحدت کلمه را حفظ کنید، این قدرت مىماند.باید براى حرکت، کمرمان را محکم ببندیم. ما دیگر جنگ نظامى نداریم؛ اما جنگ با موانع سازندگى پیش روى ماست. باید کشورمان را بسازیم، و این کار بزرگى است که در راه آن موانعى وجود دارد. باید با این موانع جنگید و آنها را از سر راه برداشت. این موانع ممکن است تنبلى و بىبرنامگى و بىقانونى و نداشتن نیروى لازم باشد. هرچه که هست، باید آنها را از سر راه برداریم و ایران را بسازیم.اسلام و جمهورى اسلامى باید نشان دهد که مىتواند ایران را چنان بسازد که در طول تاریخ کشورها، با این کیفیت ساخته نشده باشد. این هنر را اسلام و ملت مسلمان ما دارند. مردم همت کنند و با وحدت کلمه و خلوص و اخلاص و حضور در صحنه، کشور را بسازند و آباد کنند. ببینید مسؤولانى که مورد اعتمادتان هستند - جا هم دارد که مورد اعتماد باشند - از شما چه مىخواهند؛ آن را انجام دهید. با همکارى شما مردم، تمام موانع برطرف خواهد شد.اینکه ما مىگوییم بر دشمن پیروز بشویم، یعنى کشور را بسازیم. دشمن نمىخواهد ما کشور خود را آنچنانکه شایستهى یک ملت انقلابى و بزرگ است، آباد و آزاد و آراسته و پیراسته بسازیم.ما در ادارهى داخلى کشور و در ارتباطات خارجى، از اصول انقلابى و اسلامى پیروى خواهیم کرد و دقیقاً همان راهى را که امام(ره) مىپیمود، طى خواهیم کرد. با حضور شما مردم در صحنه، هر ناممکنى ممکن، و هر مشکلى آسان خواهد شد.در پایان لازم مىدانم عید سعید قربان را به همهى شما برادران و خواهران عزیز نمازگزار و ملت ایران و مسلمانان جهان تبریک عرض کنم. تقدیر الهى این بود که پایان چهل روز عزادارى ملت ایران، روز عید قربان باشد. اینهم نگاه روشنى به آینده است. البته یاد امام(ره) هرگز از دل ما نخواهد رفت و عزاى او در قلب ما تمام نخواهد شد. دیروز فرزند عزیز و یادگار گرانمایهى امام بزرگوارمان - حجةالاسلام آقاى حاج سیّد احمد آقا - بر سر مزار پدر بزرگوارشان به شما مردم گفتند که عزادارى در چهل روز تمام شد، و خواستند که مردم لباسهاى سیاه را برکنند و لباس کار و تلاش بر تن کنند.یاد امام هرگز از دل و جان ما رخت نخواهد بست. امام عزیز! مگر ممکن است ما تو را فراموش کنیم؟ یقیناً این غم بزرگ همچنان ما را تا سالهاى متمادى همراهى خواهد کرد. امام عزیز! ما از امروز - که عید قربان است - باز هم به خاطر تو زندگى و تلاش را شروع مىکنیم؛ چون تو این راه را مىخواستى و مىپسندیدى و مىطلبیدى.برادران و خواهران عزیز! تقوا پیشه کنید. امام ما مظهر تقوا و پرهیزگارى و پارسایى بود.السلام على ابناء امتنا الاسلامیة فی کل مکان. اتقدّم اولا بأحرّالتهانی لکل المسلمین رجالا و نساء بمناسبة عید الاضحى المبارک اعادهاللَّه على المسلمین و هم یرفلون باثواب العزّة والسؤدد و وفّق ابناء امتنا لاستلهام ما فی هذا العید الکبیر من دروس فىالتضحیة والفداء و تسلیم الوجه للَّه الواحد الاحد القهار.و بمناسبة اربعینیة وفاة القائد الاسلامی الکبیر و إمام الامة الاسلامیة والاب الرؤوف بها عبداللَّه الصالح الامامالخمینی (رضواناللَّهتعالىعلیه) اعزی امتنا الاسلامیة سائلا اللَّه سبحانه ان یحسن لها العزاء و یجزل لها الاجر فىالمصاب و اناللَّه و انا الیه راجعون.حیاة الامامالخمینی(اعلىاللَّهکلمته) کانت درسا حیّا فی جمیع ابعاد الاسلام.علّمنا اولا ان نوحّد اللَّه فی کل حرکاتنا و سکناتنا و ان نبتغی وجهه وحده و ان نخشاه و لانخشی سواه.اقیمت الدولة الاسلامیة الکریمة بفضلاللَّه و عونه، و تصاعد الجهاد الاسلامی لاقامة حاکمیة اللَّه فی افغانستان و انتفاض الشعب الفلسطینی لیستعید عزّته و کرامته بعد اربعین عامّا منالهوان و تحرّک المسلمون على طریق الرسالة فی بقاع مختلفة من ارض المسلمین.لیس منالمیسور الحدیث عن عظمة الامام الخمینى فی الصحوة الاسلامیة المعاصرة، و لمکانته الکبیرة هذه عقد اعداء الاسلام الامل على غیابه عن الساحة، ظنّوا ان هذه الانتفاضة الاسلامیة العالمیة ستخبو بعد وفاته، لکنهم خابوا و خسئوا حینما شاهدوا انّ الامام الراحل العظیم تحول الى امة عقدت العزم على ان تواصل طریقه، و أن تحث الخطى لتحقیق الاهداف التی عاش من اجلها هذا الرجل الکبیر.لقد شهد العالم بعد وفاة الامام القائد(رفعاللَّهقدره) عاصفة منالاسى والحزن عمّت المسلمین فی کل بقاع العالم، لکنه کان اسىً و حزناً ممزوجین بالعهد الحازم على مواصلة الطریق و بالمیثاق المؤکد على الالتزام بالمبدأ والعقیدة والجهاد لاعلاء کلمةاللَّه.کانت کلمةالامامالراحل(قدّسسرّه) کلمةالاسلام، و کلمةالاسلام هىالکلمة الطیبة التی اصلها ثابت و فرعها فىالسماء تؤتی اکلها کلّ حین باذن ربها.المیسرة التی بدأها الامام الخمینی(رضواناللَّهعلیه) متواصلة باذناللَّه حتى تحقیق الاهداف الاسلامیة الکاملة و باللَّه التوفیق.اوصیکم عباداللَّه بتقوىاللَّه و استغفراللَّه لی و لکم.بسماللَّهالرّحمنالرّحیماذا جاء نصراللَّه والفتح. و رأیت الناس یدخلون فى دیناللَّه افواجا. فسبح بحمد ربّک واستغفره انّه کان توّابا.والسّلام علیکم و رحمةاللَّه