حماسه جوانان در دفاع مقدس
با توجه به فرارسیدن سالروز میلاد حضرت علی اکبر علیه السلام و روز جوان توجه شما را به گلچینی از بیانات امام خامنه ای درباره جوانان و خاطرات مربوط به عظمت جوانان در دفاع مقدس جلب می نماییم.
تهران - حیاتآگاهی از تاریخ کشورمن کلّاً به جوانها و بخصوص به دانشجویان و طلاّب توصیه مىکنم که آگاهیهاى خودشان را افزایش دهند. بسیارى از این کجرویهایى که شما ملاحظه مىکنید، ناشى از کمبود آگاهى است. نسل امروز - بهویژه نسل جوان ما - باید از تاریخ کشورش اطّلاع داشته باشد؛ بخصوص از زمان مشروطیت به این طرف را بداند.بیانات در دانشگاه صنعتی امیرکبیر ۱۳۷۹/۱۲/۲۲سرداران پاک و نورانى ،الگوی جوانانفقط با کتاب نمىشود به اینها(جوانان) گفت که در راه شرف و در راه آرزوهاى بزرگ انسانى و در راه اهداف والا و در یک کلمه جامعِ کاملِ درست، در راه خدا جهاد کنید. علاوه بر گفتن، به نمونه و الگو احتیاج دارند. افتخار سپاه پاسداران این است که در درون خود از این الگوها، فراوان و بىنهایت دارد؛ همین سرداران، همین فرماندهان، همین عناصر گوناگون، همین جوانان پاک و نورانى؛ همانهایى که امامِ نور آرزو مىکرد که یکى از آنها باشد؛ همانهایى که در دوران جنگ، تا هرجا و در هر خانهاى که عطر معنویت آنها و کلام آنها مىرفت، آن خانه از لحاظ معنوى، پُرفروغ و آباد بود.بیانات در مراسم صبحگاه لشکر سیدالشهداء(ع) 26/07/1377مطالعه شرح حال سردارانمن توصیه میکنم این کتابهائی که در شرح حال سرداران است یا آنچه که در گزارش روزهای جنگ و سالهای دشوار اول بالخصوص نوشته شده، این را جوانها بخوانند. خود را سیراب کنید از معرفت به آنچه که گذشته است در تاریخ انقلاببیانات در دیدار بسیجیان استان فارس 1387/02/14جوانانی که ره صد ساله را یکشبه پیمودنددر یک وصیتنامهاى خواندم که شهید مىگوید: من بیقرارم، بیقرارم! آتشى در دل من است که مرا بىتاب کرده است؛ به هیچ چیز دیگر آرامش پیدا نمىکنم مگر به لقاء تو؛ اى خداى محبوبِ عزیز! این سخن یک جوان است! این همان چیزى است که یک سالک و یک عارف، بعد از سالها مجاهدت و سالها ریاضت ممکن است به آنجا برسد؛ اما یک جوان نوخاسته، در میدان نبرد و در میدان جهاد آنچنان مشمول تفضل الهى قرار مىگیرد که این ره صد ساله را یکشبه مىپیماید و این احساس بىقرارى و شوق، از سوى پروردگار پاسخ مناسب مىیابد. بیانات در دیدار ایثارگران و خانوادههاى شهداى استان فارس ۱۳۸۷/۰۲/۱۳داستان اخلاص سردار جوان در اطلاعاتى که به من داده شد، خواندم که در بین همین شهداى همدانِ شما، یک سردار سپاهى - که داراى شأن و موقعیتى هم بوده است - وجود داشته که وقتى مادرش از او مىپرسد تو در سپاه چه کارهاى، جواب مىدهد: من در سپاه جاروکشى مىکنم. مادرش خیال مىکرده واقعاً این جوان در سپاه یک مستخدم معمولى است. حتى وقتى براى این جوان به خواستگارى هم مىروند و خانوادهى دختر سؤال مىکنند پسر شما چهکاره است، مادرش مىگوید در سپاه مستخدم است! بعد در اجتماعى که مراسمى بوده، یک نفر داشته سخنرانى مىکرده، این مادر مىبیند آن شخص خیلى شبیه پسرش است. مىپرسد این شخص کیست. مىگویند این فلانى است؛ یکى از سرداران سپاه. آن مادر، آن وقت پسرش را مىشناسد!بیانات در دیدار خانوادههای شهدای استان همدان ۱۳۸۳/۰۴/۱۶1300 متر غواصی جوانان در اروندشما کرمانىها شهداى زیادى دارید؛ اما عمدهى شهداى شما متعلق به لشکر 41 ثاراللَّه است. مىدانید این لشکر یعنى چه؟ یک لشکر مقتدر، شجاع، فداکار و افتخارآفرین. بعضى از بچههاى شما که در لشکر ثاراللَّه شهید شدند، در شب عملیات والفجر 8 که عرض اروند متلاطم را باید طى مىکردند، 1300 متر غواصى کردند و از این طرف به آن طرفِ آب رفتند؛ براى اینکه خودشان را به دشمن برسانند. آب در اروندرود، هم از طرف سرچشمه پایین مىآید؛ هم آب مدّ دریا از بالا داخل مىشود. اروند، معبر عجیبى است. جوانهاى شما لباس غواصى به تن کردند - طورى که دشمن نفهمید - و نه 10 متر و 20 متر و 100 متر، بلکه 1300 متر را که عریضترین بخش اروند بود، طى کردند و خودشان را به آن طرف رساندند و توانستند ساحل مقابل را از دست دشمن بگیرند و آن فتحالفتوحِ عجیب را بیافرینند، که دنیا را منقلب کرد.جوانی که سه شبانهروز نخوابیده بودیکى از شهداى نامدار این لشکر، کسى است که در طول بیست روزى که این قایقها را محرمانه منتقل مىکردند، نتوانست استراحت کند. از قول فرمانده محترمش - که الحمدللَّه خداى متعال او را براى ما نگه داشته و جزو عزیزان ماست - نقل کردند که گفته بود این جوان سه شبانهروز چشم به هم نگذاشت و نخوابید. بعد از سه شبانهروز که رفته بود در سنگر بخوابد، مأموریتى ایجاد شد؛ رفتم صدایش کردم و او را با خودم به مأموریت بردم! اینها اینطورى جهاد مىکردند.بیانات در دیدار ایثارگران و خانوادههای شهدای استان کرمان ۱۳۸۴/۰۲/۱۲رفع شبهات جوانان، وظیفه روحانیتشبهات زیاد است. شما اگر در میان جوانان بروید، مىبینید جوان خوبِ ما هم گاهى در ذهنش شبهه وجود دارد. ایرادى هم ندارد؛ شبهه به ذهن همه مىآید؛ نباید به جوان ایراد گرفت که تو چرا شبهه دارى. وقتى ذهن فعال و کارگر شد، شبهه به ذهن مىآید. بر عهدهى ما طلبههاست که این شبههها را با پیشگیرى یا با درمان برطرف کنیم. چالش عمدهى امروز شما این است.بیانات در دیدار روحانیون استان همدان ۱۳۸۳/۰۴/۱۵