سیاست خارجی نامزدهای انتخاباتی؛ هیاهویی برای هیچ
در روزهای گذشته و در جریان فعالیت های انتخاباتی بارها نامزدهای انتخاباتی از سیاست خارجی دولت نهم و دهم انتقاد کرده و خواستار «اصلاح سیاست خارجی» تحت شعار «تعامل بهتر با دنیا» شده اند. سوال اینجاست که آیا واقعا سیاست خارجی نیاز به بازنگری دارد؟
به گزارش حیات، در میان هشت نامزد یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری که صلاحیت آنها توسط شورای نگهبان تایید شده است، «علی اکبر ولایتی» به مدت ۱۶ سال سکان کشتی دیپلماسی کشور را در دست داشته است؛ ۱۶ سالی که مهم ترین اتفاق آن البته هشت سال جنگ تحمیلی و پذیرش قطعنامه ۵۹۸ برای آتش بس با عراق بود. روز گذشته و در اولین مناظره انتخاباتی میان هشت نامزد انتخابات، «علی اکبر ولایتی» در واکنش به سوالی در خصوص چرایی تحریم فروش نفت اظهار داشت که در صورت دست یافتن به سمت ریاست جمهوری، به اصلاح روابط تهران با کشورهای منطقه خواهد پرداخت. آقای ولایتی و بروجردی (رییس کارگروه سیاسی ستاد ایشان) چندین بار در سفرهای تبلیغاتی خود اعلام کرده اند که در زمان دولت سازندگی، وزرای خارجه کشورها برای سفر به تهران صف می کشیدند . این بدان معناست که دستگاه سیاست خارجی کشور در دولت نهم و دهم کم تحرک است؟ آیا در همین روزهای اخیر(هشتم خرداد) تهران میزبان اجلاسی بین المللی با حضور بیش از ۴۰ کشور درباره سوریه نبود که شخص آقای بروجردی نیز در آن حضور داشت؟ آیا این بی انصافی نیست که بدست آوردن میزبانی جنبش عدم تعهد و برگزاری هرچه باشکوه تر اجلاس سران این جنبش در شهریور ماه گذشته را نادیده بگیریم؟ برگزاری این اجلاس در شرایطی که آمریکا و اروپا شدیدا به دنبال منزوی کردن تهران بودند، یک موفقیت کامل برای دستگاه دیپلماسی کشورمان محسوب نمی شود؟ برای کسانی که آشناتر به مسایل سیاست خارجی هستند این سوال وجود دارد که «اساسا روابط ایران با کشورهای منطقه چگونه اصلاح خواهد شد؟ چه کسانی خرید نفت ایران را تحریم کرده اند و چرا؟ آیا اگر موضوع هسته ای ایران حل شود، دشمنی ها پایان می یابد و روابط ما با کشورهای منطقه اصلاح خواهد شد؟» چندین کشور شامل معاهده عدم اشاعه تسلیحات هسته ای نیستند ولی هیچ یک از آنها به گونه ای که ایران تحریم شده است، تحریم نیستند. چرا؟ اتحادیه اروپا و آمریکا در اقدامی غیرقانونی و مداخله جویانه، اعلام کرده اند که هیچ یک از شرکت های مستقر در این کشورها اجازه خرید نفت از ایران را ندارد و اگر کشورهای دیگر نیز اقدام به خرید نفت از ایران بکنند،تحریم خواهند شد.دراین رابطه تنها برخی از کشورهای جهان آن هم به شرط کاهش خرید نفت از ایران از این تحریم ها مستثنی شده اند. واقعا این موضوع به ما اثبات نمی کند که آنچه غربی هاوتحریم کنندگان انجام داده اند، تحریم مردم و دولت احمدی نژاد به دلیل گفتمان عدالت و مهر ورز آن است؛ گفتمانی که علاقه به انقلاب اسلامی و ایران عزیز را در قلوب مردم مسلمان و آزادی خواه چندین برابر کرده است. اینکه آیا منظور دقیق تر آقای ولایتی از «اصلاح روابط»، «سیاست تنش زدایی» به کار گرفته شده در زمان ریاست جمهوری آیت الله هاشمی رفسنجانی و حجت الاسلام خاتمی است، موضوعی است که خود ایشان باید درباره آن نظر دهند. ولی پاسخ به این سوال شاید کمک کننده باشد که چگونه امکان دارد آمریکا دست از دشمنی با انقلاب اسلامی بردارد و از تحریم های بانک مرکزی، نقل وانتقالات پولی و بانکی و خرید و فروش بسیاری از تجهیزات از جمله لوازم یدکی هواپیماهای مسافربری صرف نظر کند؟ با توجه به بحران جاری در سوریه آیا امکان دست یابی به توافقی با عربستان سعودی وجود دارد تا این کشور نفت خیز در حمایت از تحریم های یکجانبه اروپا وآمریکا میزان تولید نفت خود را افزایش ندهد؟ ریاض حتی به خاطرحضور ایران در کمیته چهارجانبه پیشنهادی محمد مرسی رییس جمهوری مصر، تنها یکبار و آن هم در سطح کارشناس ارشد در این کمیته شرکت کرد. چگونه امکان دارد نظام جمهوری اسلامی ایران چشمان خود را بر واقعیات بیداری اسلامی در بحرین ببندند و از مردم مظلوم این کشور در برابر حکومت اقلیت و جائر حمایت نکند تا روابط ما با آنها اصلاح شود؟ آیا شما به عنوان رییس دولت اسلامی می توانستید مانع از اعزام نیروهای سعودی به بحرین شوید؟ ادعای شیخ نشین های امارات متحده عربی درباره جزایر سه گانه همیشه ایرانی و تلاش برای جعل نام تا ابد فارس پهنه آبی جنوب غربی کشورمان موضوعی است که سابقه آن حتی به قبل از انقلاب اسلامی باز می گردد و همه می دانند که این شیخ نشین ها همچنان سودای یک توهم را در سر می پرورانند. آیا شما می توانید این سودا را از سر آنها خارج کرده و آنان را با واقعیات موجود رو به رو کنید؟ اگر می توانید چرا در دوران ۱۶ ساله وزارت خارجه تان این اقدام را انجام ندادید؟ پادشاهی قطر نیز تنها کشورعضو شورای همکاری خلیج فارس است که رژیم غاصب صهیونیستی در آن کنسولگری دارد و ناگفته پیداست که چرا از معارضین مسلح تروریست در سوریه حمایت می کند. شما چگونه می خواهید سیاست خارجی کشور را درباره روابط با آنها اصلاح کنید؟ اگر به یاد ندارید، حتما آقای علاء الدین بروجردی رییس کارگروه سیاسی ستاد شما به عنوان مسوول ستاد وقت افغانستان در وزارت امور خارجه به یاد دارند که چگونه با سوء مدیریت باعث شهادت دیپلمات های کشورمان در مزارشریف شدند. آیا دولت احمدی نژاد لحظه ای در حمایت از آرمان فلسطین کوتاهی کرده است؟ موضع ایران در قبال آرمان فلسطین و بحران سوریه چگونه باید باشد که درعین حفظ عزت، حکمت و مصلحت، تحریم های آمریکا و اتحادیه اروپا علیه کشورمان برداشته شود؟ نکته آخر اینکه شما مشاور رهبر معظم انقلاب اسلامی در امورسیاست خارجی هستید و قطعا نظرات خود را به معظم له درباره مهم ترین مسایل سیاست خارجی کشورمان اعلام کرده اید ولی شاید باید به این اظهار نظر ایشان در خطبه های نماز جمعه تهران در تاریخ ۲۹ خرداد سال ۱۳۸۸ و بعد از انتخابات تعیین کننده ۴ سال پیش، بیشتر توجه کنید : این چهار نفری که وارد عرصه این انتخابات جدی شدند... . یکی از اینها رئیس جمهور کشور ماست؛ رئیس جمهور خدوم، پرکار، زحمتکش، مورد اعتماد... البته بین ایشان [آقای هاشمی رفسنجانی] و بین آقای رئیس جمهور از همان انتخاب سال ۸۴ تا امروز اختلاف نظر بود، الان هم هست؛ هم در زمینه مسایل خارجی اختلاف نظر دارند، هم در زمینه نحوه اجرای عدالت اجتماعی اختلاف نظر دارند، هم در برخی مسائل فرهنگی اختلاف نظر دارند؛ و نظر آقای رئیس جمهور به نظر بنده نزدیک تر است. همچنان سوال اصلی باقی است که « اگر نظر رهبر معظم انقلاب اسلامی به دولت کنونی نزدیک تر است و ایشان پیوسته سیاست خارجی دولت احمدی نژاد و ایستادگی و مقاومت آن را در برابر زورگویی های نظام سلطه تایید و تحسین کرده اند، به چه دلیلی باید در مسائل خارجی اصلاح صورت بگیرد؟»