دو آرزو /خاطره
خاطره ای کوتاه از همرزم شهید ولىالله ضربى
تهران - حیاتفرماندهى گروهان بود. ده سال از ازدواجش میگذشت، اما
فرزندى نداشت. تا این که روزى در ساحل منطقهى هورالهویزه بر تربت پاک شهداى
گمنام، مشتى از خاک تربت را گرفت و با خداى خویش این گونه راز و نیاز کرد: بار
خدایا! شهدا در نزد تو آبرومندند، تو را به آبروى شهدا به من فرزندى عطا فرما و پس
از آن که این منت بر من نهادى، کرم فرما و مرا در ردیف شهدا قرار بده".بعد چند وقت دعاش مستجاب شد و صاحب فرزند شد، خودش هم چند
ماه قبل از تولد فرزندش، به شهادت رسید.