من چه نخست وزیری هستم!/ خاطره
خاطره ای کوتاه از شهید رجایی
تهران - حیاتگفته بود هزینه های دفترش باید حداقل باشه، فقط تعمیرات.ساختمان قدیمی آموزش و پرورش در خیابان اکباتان.حراست گفته بود: شیشه ها باید ضد گلوله بشه.مسئول تعمیرات هم کف اتاق ایشون رو موکت کرده بود.وقتی صورت هزینه ها رو دید عصبانی شد.گفت: «من چه نخست وزیری هستم که باید روی موکت راه بروم و مردمی محروم در دورترین نقاط کشور چیزی نداشته باشند روی آن بخوابند؟!... برای من باید رنج مردم محسوس باشد.»