از خمپاره و توپ نترسید!/ خاطره
خاطره ای از سردار شهید حاج حسین خرازی
تهران - حیات"عراقیها هنوز گلوله ای نساخته اند که انفجار آن بتواند پلک های چشم حسین را بهم بزند."
این جمله در میان بچه های لشگر معروف بود،زیرا او در شدیدترین گلوله
بارانهای دشمن نه تنها خم نمی شدبلکه کوچکترین تغییری در چهره اش مشاهده
نمی گردید.
او در این کلام حضرت علی(علیه السلام) به درجه ی یقین رسیده بود که:
"بزرگترین مانع برای کشته شدن تو اجل است".
می گفت:" تا زمان آن نرسد به تو صدمه ای نخواهد رسید."
صبح عملیات کربلای 4،از میان خانه های گلی که سنگر فرماندهی را از دید دشمن
پنهان کرده بود به حاشیه اروند آمدیم،حاجی از سنگر کنار آب،استحکامات دشمن
در جزیره "بوارین" را با دقت زیر نظر گرفت.
گردان موسی بن جعفر (علیه السلام) را به جزیره ام الرصاص روانه کرده و
منتظر نتیجه بود. در راه بازگشت به سنگر فرماندهی،اطراف ما به شدت زیر آتش
خمپاره قرار گرفت،چند نفری که با حاجی بودیم همه سینه خیز شدیم.
اما حاج حسین همچنان راست راست راه می رفت و می خندید.می گفت: از خمپاره و توپ نترسید.