مادر چشم به راهم نباش/ خاطره
خاطره ای کوتاه از مادر شهید هادی مختاری دلیر
تهران - حیاتبا حالت قهر و ناراحتی بهش
گفتم:" تا کی باید چشم به راهت باشم؟ نمی تونی بفهمی من چی می کشم..؟"
گفت:"این بار که برگردم، نمیرم، تو هم چشم به راه نباش..." پیکرش که تشییع
شد، نه رفت و نه مرا چشم به راه گذاشت.