در کلام رهبر معظم انقلاب؛ جایگاه زن در فرهنگ غربی
به مناسبت روز زن توجه شما را به گلچینی از سخنرانی امام خامنه ای در تاریخ 30/7/1376 که درباره جایگاه زن در فرهنگ غربی می باشد جلب می کنیم.
زن موجود درجه دوم، در فرهنگ غربیغربیها در زمینه شناخت طبیعت زن و چگونگى برخورد با جنس زن، دچار افراط و تفریط بودهاند. اساساً نگرش غربى نسبت به زن، یک نگرش مبنى بر عدم برابرى و عدم تعادل است. شما به شعارهایى که در غرب داده مىشود، نگاه نکنید؛ این شعارها پوچ است و حاکى از واقعیت نیست. فرهنگ غربى را از این شعارها نمىشود فهمید. فرهنگ غربى را باید در ادبیّات غربى جستجو کرد. کسانى که با ادبیّات اروپایى، با شعر اروپایى، با رمان و داستان و نمایشنامههاى اروپایى آشنا هستند، مىدانند که در چشم فرهنگ اروپایى، از دوران قرون وسطى و بعد از آن تا اواسط قرن فعلى، زن موجود درجه دوم بوده است! هر چه بر خلاف این ادّعا کنند، خلاف مىگویند. شما به نمایشنامههاى معروف شکسپیر انگلیسى نگاه کنید، ببینید با چه نفسى و با چه زبانى و با چه دیدى در این نمایشنامهها و سایر ادبیّات غربى به زن نگاه مىشود! مرد در ادبیات غربى، سرور و ارباب زن و اختیاردار اوست، که بعضى از نمونههاى این فرهنگ و آثار آن، امروز هم باقى است. این رسم غربیهاستامروز هم وقتى زنى با مردى ازدواج مىکند و به خانه شوهر مىرود، حتّى نام خانوادگى او عوض مىشود و نام خانوادگى مرد را بر خود مىگذارد. زن تا وقتى نام خانوادگى خود را دارد که شوهر نکرده است؛ وقتى شوهر کرد، نام خانوادگى زن به نام خانوادگى مرد تبدیل مىشود. این رسم غربیهاست؛ در کشورما این طور نبوده، هنوز هم نیست. زن هویّت خانوادگى خودش را با خودش حفظ مىکند؛ ولو بعد از ازدواج. آن، نشانه همان فرهنگ قدیمى غربى است که مرد سرور زن است. شوهر در واقع اختیار جان او را هم داشت!در فرهنگ اروپایى، وقتى زن با همه موجودى و املاک خود ازدواج مىکرد و به خانه شوهر مىرفت، نه فقط جسم او در اختیار شوهر قرار مىگرفت، بلکه تمام اموال و املاک و داراییهاى او هم که از پدر و خانوادهاش به او رسیده بود، متعلّق به شوهر مىشد! این حقیقتى است که غربیها نمىتوانند آن را انکار کنند. این در فرهنگ غربى بود. در فرهنگ غربى، زن وقتى به خانه شوهر مىرفت، شوهر در واقع اختیار جان او را هم داشت! لذا شما در داستانهاى غربى و در اشعار اروپایى بسیار مىبینید که شوهر به خاطر یک اختلاف اخلاقى، همسر خود را مىکشد و کسى هم او را ملامت نمىکند! دختر در خانه پدر هم حقّ هیچ گونه گزینشى را نداشت. نیاز به کارگر، انگیزه اعطای حق مالکیت به زنبانوان گرامى؛ بخصوص زنان جوان که مىخواهند در این زمینهها فکر بیندیشند، درست توجّه کنند. نکته مهم این است که حتّى وقتى در اروپا براى زن حقّ مالکیت معیّن شد - طبق بررسى موشکافانه جامعهشناسان خودِ اروپا - به خاطر این بود که کارخانهها که تازه بساط فناورى مدرن و صنعت در غرب را گسترده بودند، احتیاج به کارگر داشتند؛ اما کارگر کم بود و احتیاج به کارگرِ زیاد احساس مىشد. لذا براى این که زنان را به کارخانجات بکشانند و از نیروى کارشان استفاده کنند - که البته مزد کمترى هم همیشه به زنان مىدادند - اعلان شد که زن داراى حقّ مالکیت است! در اوایل قرن بیستم بود که اروپاییان حقّ مالکیت را به زن دادند. این، آن نگرش افراطى و غلط و ظالمانه نسبت به زن در غرب و در اروپاست. بزرگترین ضربه به زندگی زنیک افراطِ اینچنین، در مقابل تفریط هم دارد. وقتى نهضتى به نفع زنان در چنان فضایى به وجود مىآید، طبعاً دچار تفریطهایى از طرف مقابل مىشود. لذا شما مىبینید در طول چند ده سال، آنچنان فساد و بىبند و بارى در غرب به وسیله آزادى زنان به راه افتاد و رواج پیدا کرد که خود متفکّران غربى را دچار وحشت کرد! امروز دلسوزان و مصلحان، انسانهاى خردمند و باانگیزه در کشورهاى غربى، از آنچه پیش آمده است، متوحّش و ناراحتند و البته نمىتوانند هم جلوِ آن را بگیرند. به عنوان این که مىخواهند به زن خدمت کنند، بزرگترین ضربه را به زندگى او وارد آوردند. چرا؟ بهخاطر این که با بىبندوبارى، با اشاعه فساد و فحشا و با آزادى بىقید و شرطِ معاشرت زن و مرد، بنیان خانواده متلاشى شد. مردى که مىتواند آزادانه در جامعه اطفاى شهوت کند و زنى که مىتواند بدون هیچ ایراد و اشکالى در جامعه با مردان گوناگون تماس داشته باشد، هرگز در خانواده، همسران خوب و شایستهاى نخواهند بود. لذا بساط خانواده متلاشى شد. بزرگترین بلای گریبانگیر کشورهای غربیامروز یکى از بزرگترین بلاهایى که گریبان کشورهاى غربى را بهشدّت گرفته و آنها را به وضعیت نامطلوب شدیدى دچار کرده، مسأله خانواده است. لذا هر مردى که شعار خانواده بدهد، از نظر غربیها و بخصوص از نظر زنان در غرب، یک فرد مطلوب و یک مرد محبوب است. چرا؟ چون از تزلزل بنیاد خانواده رنج مىبرند؛ به خاطر این که متأسفانه غرب، خانواده؛ یعنى کانونى را که براى مرد و زن و بخصوص براى زن محیط امن و آرامش است، از دست داده است. بسیارى از خانوادهها متلاشى شدهاند. بسیارى از زنان تا آخر عمر تنها زندگى مىکنند. بسیارى از مردان، زنِ مورد علاقه و مورد نظر خود را نمىیابند و بسیارى از ازدواجها در اوّلین سالهاى پیدایش از بین مىرود. نهضت دفاع از زنان در غرب، یک حرکت دستپاچهدر حقیقت، نهضت دفاع از زنان در غرب، یک حرکت دستپاچه، یک حرکت بىمنطق، یک حرکت مبتنى بر جهالت، بدون تکیه به سنّتهاى الهى و بدون تکیه به فطرت و طینت زن و مرد بود که در نهایت به ضرر همه تمام شد؛ هم به ضرر زنان، هم به ضرر مردان، و بیشتر به ضرر زنان. این قابل تقلید نیست. این فرهنگى نیست که در کشور اسلامى کسى به آن نگاه کند و بخواهد از آن چیزى یاد بگیرد؛ این را باید طرد کرد. کمبود فرصتهای پیشرفت برای زنانآرى؛ حرکت در جهت احقاق حقوق زنان در جوامع اسلامى و در جامعه ما حتماً باید انجام گیرد؛ منتها بر مبناى اسلامى و با هدف اسلامى. یک عدّه نگویند که این چه نهضتى است، این چه حرکتى است؛ مگر زن در جامعه ما چه کم دارد؟ متأسفانه ممکن است بعضى اینگونه فکر کنند. این، ظاهربینى است. زن در همه جوامع - از جمله در جامعه ما - گرفتار ستم و دچار کمبودهایى است که بر او تحمیل مىشود؛ اما این کمبود، کمبود آزادى به معناى بىبندوبارى نیست؛ این کمبود، کمبود میدانها و فرصتها براى علم و معرفت و تربیت و اخلاق و پیشرفت و شکوفایى استعدادهاست. این را باید تأمین و جستجو کرد. این همان چیزى است که اسلام بر روى آن تکیه کرده است.۱۳۷۶/۰۷/۳۰بیانات در دیدار جمعی از زنان