کد خبر 102744
۸ اردیبهشت ۱۳۹۲ - ۰۰:۰۰

ژنرال هایی که در مقابل دموکراسی ایستادند

ژنرال هایی که در مقابل دموکراسی ایستادند

تجربه دیکتاتوری های نظامی در جهان نه تنها نتوانسته است تغییری در بهبود اوضاع کشورها بدهد بلکه تقریبا در همه موارد موجب پسرفت کشورها از اهدافشان شده است.

تقریبا همه نظام های حکومتی در جهان سعی دارند تا هر چه بیشتر از دخالت نظامیان در قدرت و حاکمیت بکاهند و تا حد امکان از آنها تنها به عنوان مجری دستورات و تامین کننده امنیت کشور استفاده نمایند. به همین دلیل است که به طور کلی حکومت های نظامی و ژنرال های حاکم از نظر داخلی و بین المللی از مشروعیت لازم برخوردار نیستند. آنها نمی-توانند روابط خوب و پایداری را در عرصه بین المللی با همه کشورها داشته باشند. در عرصه داخلی نیز فقدان مشروعیت کاملا محسوس است، از این رو دیکتاتوری های نظامی سعی دارند تا با حربه توان نظامی و سختگیری های اجتماعی و پلیسی کردن جامعه و حتی نمایش آشکار این سخت گیری ها و سرکوب گری ها در جامعه خود را مشروع و یکه تاز حکومت بر جامعه القا کنند. تعاریف متعددی از دیکتاتوری نظامی و حکومت نظامیان ارایه شده است. وبسایت دایره المعارف بریتانیکا در تعریف حکومت نظامیان علاوه برمفهوم اشغال نظامی یک کشور و ایجاد دولت دست نشانده می نویسد، این واژه عمدتا در حالتی استفاده می شود که یک کشور به وسیله نظامیانش کنترل شود، چه این نظامیان از طریق کودتا بر مرکب قدرت سوار شوند و یا اینکه از طرق قانونی به قدرت رسیده باشند. مقاله ای در وبسایت دانشگاه پرینستون در مورد دیکتاتوری های نظامی تصریح می کند: حکومت نظامیان نوعی از دولت است که به واسطه قدرت نظامی اش در قدرت باقی می ماند. مانند هر نوع دیکتاتوری، دیکتاتوری نظامی، می تواند رسمی و یا غیر رسمی باشد و حتی در برخی موارد در شکل های بسیار پیچیده آن، نظامیان با نفوذ بسیاری که دارند بر سیاست گذاری های دولت تاثیر دارند. ** انواع دیکتاتوری های نظامی --------------------------- دیکتاتوری های نظامی می توانند با دیگر شکل های حکومت مقایسه شوند، اما از سال 1945انواع مختلفی از این نوع حکومت در خاورمیانه، آفریقا، آمریکای لاتین و دیگر نقاط جهان در راس قدرت قرار گرفتند، زیرا نظامیان در کل از انسجام و ساختار نهادینه شده تری نسبت به دیگر گروه های اجتماعی و سیاسی برخوردار بوده و هستند. مقاله دانشگاه پرینستون می افزاید: در آمریکای لاتین، دیکتاتوری های نظامی عمدتا در چارچوب تشکیل ˈخونتاˈ یا شورای رهبری ( junta : گرفته شده از یک واژه اسپانیایی به معنی کنفرانس است) شکل گرفت. برخی از این رژیم ها نیز ممکن است به وسیله یک ژنرال ارشد ایجاد شده و قدرت در دست یک افسر که caudillo نامیده می شود، بیافتد. معمولا بعد از مدتی رییس این گروه نظامی خود را رییس جمهور و یا رییس دولت و کشور می نامید. در خاورمیانه، آفریقا و آسیا معمولا دولت های نظامی به وسیله یک نفر ایجاد، هدایت و رهبری می شوند که نمونه آن را در دوران ˈصدام حسینˈ در عراق، ˈایدی امینˈ در اوگاندا، ˈسانی اباچاˈ در نیجریه و ˈمعمر قذافیˈ در لیبی و حتی ˈجمال عبدالناصرˈ در مصر می توان نام برد. هر یک از این حکمرانان نظامی شخصیت خود را به گونه ای نشان دادند که به نماد و چهره یک کشور در داخل و خارج از آن کشور تبدیل شدند. بیشتر دیکتاتوری های نظامی با یک کودتا دولت پیشین خود را سرنگون می کنند و در راس قدرت قرار می گیرند. از جمله این حکومت ها می توان به حکومت صدام حسین در عراق اشاره کرد. در هر یک از این کشورها، نظام تک حزبی ایجاد شد و حتی رهبری نظامی، لباس های یک شکل نظامی را در کشور باب کرد. در برخی کشورها نیز رهبران نظامی به تدریج قدرت را به دست گرفتند که از آن جمله حکومت ژنرال ˈضیا الحقˈ و ˈپرویز مشرفˈ در پاکستان بود. این افراد بعد از مدتی با برگزاری یک رفراندوم خود را رییس جمهور نیز نامیدند. ژنرال ˈسوهارتوˈ در اندونزی، ˈمحمدرضا پهلویˈ در ایران و ˈفردیناند مارکوسˈ در فیلیپین از جمله دیگر دیکتاتورهای نظامی مورد حمایت آمریکا در آسیا بودند. ** عوامل ایجاد دیکتاتوری ظامی ----------------------------- تحولات متعدد داخلی و خارجی می تواند به حاکمیت نظامیان و یا تقویت بیش از حد جایگاه آن ها در امور تصمیم سازی ها کشور منجر شود. موسسه کانادایی تحقیقات پیشرفته (CIFAR: Canadian Institute for Advanced Research)، در مقاله ای با عنوان ˈتئوری دیکتاتوری نظامیˈ می نویسد دیکتاتوری نظامی، از نمونه های برجسته دولت های غیر دموکراتیک است. این نظام های غیر دموکراتیک نیازمند آن هستند که برای ماندن در قدرت از نیروی نظامی استفاده کنند. این موضوع می تواند بر شرایط و شخصیت سیاسی یک کشور تاثیر منفی داشته باشد، زیرا این حکومت ها اغلب از شیوه های غیر اخلاقی همچون سرکوب و پلیسی کردن شرایط برای رسیدن به اهداف استفاده می کنند. از طرف دیگر افزایش نابرابری به حضور غیر دموکراتیک نظامیان در قدرت و ناتوانی آن ها در بهبود اوضاع جامعه در حیطه های مختلف منجر می شود، به علاوه، هنگامی که منابع یک کشور در دست نظامیان و دیکتاتورها قرار می گیرد می تواند اثرات منفی بسیاری داشته باشد. یکی از بدترین نتایج برای حضور نظامیان در حاکمیت این است که دفاع ملی کشور کودتا زده، با تعاملات نظامی و سیاسی در داخل کشور تداخل پیدا می کند و از این جهت ممکن است کشور، بیش از گذشته متضرر شود زیرا در اکثر مواقع، نیروی نظامی و ژنرال ها از قدرت فائقه خود، تنها در امور داخلی و تثبیت موقعیت استفاده می کند. ** رقابت نظامیان با نخبگان سیاسی اقتصادی ----------------------------------- گرچه به نظر کارشناسان ممکن است در ابتدای قدرت گیری نظامیان، این امید وجود داشته باشد که روند حکومتی به وسیله آن ها شکلی دموکراتیک بگیرد، اما در بلند مدت حتی هنگامی که نظامیان به سوی دموکراتیک کردن اجتماع می روند، ایجاد شرایط برای نهادینه شدن مردمسالاری، اغلب با کودتایی دیگر از طرف نظامیان، متوقف می شود. آزادی ها عقبگرد می کنند به گونه ای که بازگشت به شرایط پیشین و تغییر مثبت در کوتاه مدت ناممکن می شود. این موضوع را می توان عینا در کودتاهای پی در پی رخ داده در کشورهای مختلف، شاهد بود. به نوشته این موسسه کانادایی، گاهی دیکتاتور و یا طبقه نظامی حاکم بر جامعه دارای اهداف و نیات شخصی خود هستند، اما حاکمیت این گروه گر چه شبیه حاکمیت نخبگان اقتصادی و سیاسی (الیگارشی) بر جامعه است، اما اغراض نظامیان بیش از همه بر روی منافع بنگاه های نظامی و دفاعی تاکید دارد. هر گاه این نهادهای دفاعی و نظامی به مخاطره بیفتند، آنها منافع خود را با نخبگان و نهادهای اقتصادی مقایسه می کنند و این امر توجیه کننده و محرک آن ها برای دخالت در امور حکومت می شود. یک نیروی نظامی قدرتمند همیشه در راستای نخبگان حاکم حرکت نمی کند و ممکن است به جهت مخالف حرکت کند تا نام و یا رژیمی را مورد حمایت قرار دهد که اهداف و منافعش را بر آورده می سازد. در این شرایط، حتی ممکن است نظام های حکومتی امتیازاتی را برای جلوگیری از وقوع یک کودتا به نظامیان بدهند، از جمله اینکه آنها، حقوق و مزایای مالی بیشتری را نسبت به دیگران به نظامیان می دهند و یا اینکه انجام برخی معاملات و امور اجتماعی به آنها سپرده می شود. از طرف دیگر میزان دخالت آن به نوع ارزش هایی که نظامیان به آن اعتقاد دارند نیز بستگی دارد و فرقی نمی کند که آیا در سیستم حکومتی سازوکار مقابله با کودتا اندیشیده شده باشد یا نه. ** منابع طبیعی عاملی برای کودتاهای نظامی ---------------------------------------- البته در بسیاری از کشورها که بودجه و هزینه های کشور به یک نوع ماده معدنی متکی است هم، مباحث مربوط به قدرت یابی نظامیان با افزایش و کاهش قیمت منابع ارتباط دارد و هر شوک قیمتی می تواند تاثیری بزرگ در ساختار حکومت ها داشته باشد. به نظر کارشناسان این موسسه، افزایش درآمدهای ناشی از منابع کشور می تواند باعث تحریک برخی نهادهای غیر سیاسی و غیر دموکراتیک شدن دولت گردد. بسیاری از کشورهایی که دارای منابع طبیعی زیادی نبوده اند و چندان اتکایی به درآمدهای این بخش نداشتند، در انتقال کشور به سوی مردم سالاری بسیار موفق تر بوده اند. نمونه این کشورها در گذشته در کشورهای آفریقایی بنین، ماداگاسکار و مالی به وقوع پیوست، حال آنکه در کشورهایی که دارای منابع طبیعی غنی بوده و هستند و از آن به عنوان تامین کننده نیازهای کشور استفاده می شود، مانند گابون، کامرون، توگو، کنگو، نیجریه و سیرالئون، آشوب های بسیاری حادث شده و نظامیان فجایع بزرگی را در قدرت آفریدند. ضمن اینکه نتوانستند دموکراسی موفقی را به نمایش بگذارند. حتی کشور بوتسووانا تا قبل از کشف منابع عظیم الماس در آن، یکی از نمونه های موفق انتقال از دیکتاتوری نظامی به دموکراسی محسوب می شد. ** نفت و نظامیان -------------- در نیمه دوم قرن بیستم، وقوع این حالت را در بسیاری از کشورهایی که به نوعی با نفت و دیگر منابع معدنی سرپا بودند همچون نیجریه، ایران، ونزوئلا و الجزایر شاهد بودیم. به عنوان نمونه، نیجریه با افزایش قیمت نفت رشد اقتصادی خوبی را تجربه کرد. افزایش قیمت های نفت در دهه 1980 باعث تحریک نظامیان شد تا دوباره قدرت را به دست بگیرند. بعد از آن نیز دموکراسی شکننده ای در این کشور تا اوایل دهه 1990 میلادی به اجرا در آمد، اما دوباره در سال 1993 نظامیان با کودتا قدرت را در این کشور به دست گرفتند. الجزایر نیز بحران های زیادی را در دهه 1990 تجربه کرد که نوسان در شرایط اقتصادی باعث قدرت گرفتن نظامیان، کودتا، باطل شدن نتایج انتخابات و کشته شدن رییس جمهور این کشور و نوسان کشور میان دموکراسی نیم بند و حکومت ژنرال ها شد. ** کودتای نظامی چگونه حادث می شود؟ ------------------------------------- موسسه کانادایی تحقیقات پیشرفته اعتقاد دارد ممکن است حاکمیت نظامیان یا کودتا به علت اقدام نظامیان علیه طبقه با نفوذ و ثروتمند حاکمیت که به نظامیان دستور می دادند حادث شود و یا اینکه همچون آمریکای لاتین، حاکمیت نظامیان با کودتا علیه حکومت های دموکراتیک شکل بگیرد. در حالت سوم آن نیز ممکن است کودتایی علیه حاکمیت نخبگان (الیگارشی ) صورت بگیرد. یکی از مهمترین موضوعاتی که کارشناسان آن را دلیل به قدرت رسیدن نظامیان می دانند نابرابری در جامعه است، زیرا افزایش این نابرابری ها دلیلی بر ناکارآمدی حکومت های مردم سالار است و سروسامان دادن به امور را توجیه می کند، امری که در نهایت، راه را برای دخالت نظامیان قدرتمند باز می کند. البته مسایل بین المللی نیز می تواند منشا ظهور نظامیان در قدرت شود به این صورت که اگر سیاست بین الملل تهدید برای سیاست های داخلی محسوب شود، دموکراسی نتواند اوضاع را بهبود ببخشد و از نیروی نظامی به عنوان ابزار خود استفاده ببرد، در آن صورت احتمال تقویت بیش از اندازه جایگاه نظامیان در فرایندهای حکومتی وجود دارد. ** نظامیان در ایران ----------------- بسیاری از کشورهای جهان دوره هایی از حکومت های نظامی را تجربه کردند. حتی در کشورمان، ایران نیز در دوره هایی، به صورت متناوب بین سال های 1923 تا 1979 نظامیان بر کشورمان حاکم شده بودند. یکی از این دوره ها در سال 1953 آغاز شد که نقطه عطف آغاز این دوران اکنون با عنوان کودتای 28 مرداد شناخته می شود. در این کودتا دولت دموکراتیک محمد مصدق به وسیله کودتایی انگلیسی و آمریکایی، سرنگون شد. آمریکا و انگلیس بر کودتای خود در ایران، نام های ˈعملیات چکمهˈ و ˈعملیات آژاکسˈ گذاشتند و طی آن محمد رضا شاه پهلوی را که بعد از تحولات دموکراتیک در داخل و ملی شدن صنعت نفت به خارج گریخته بود، به ایران بازگرداندند. شاه ایران به عنوان یک حاکم نظامی با سرکوب و شیوه های سخت نظامی و به پشتوانه ایالات متحده آمریکا تا زمان سرنگونی اش در سال 1357 بر اریکه قدرت باقی ماند. ** آمریکای لاتین، جولانگاه دیکتاتورهای نظامی ---------------------------------- دهشتناک ترین و مخوف ترین دیکتاتوری های نظامی که تاکنون جهان شاهد آن بوده است در دهه 1960 تا 1980 میلادی، در برخی کشورهای آمریکای لاتین همچون برزیل، اروگوئه، شیلی و آرژانتین قدرت را دست گرفتند و این کشورها را از مسیر پیشرفت و صلح منحرف کردند. ژنرال های این حکومت ها اغلب با یک کودتای کوتاه مدت ولی خونبار، نظام های دموکراتیک پیشین را که معمولا دیدگاه های سوسیالیستی و چپ داشتند ساقط کردند و خود زمام امور را دست گرفتند. به نوشته ˈنائومی کلاینˈ در کتاب ˈدکترین شوکˈ، حاکمان نظامی در این کشورها عمدتا با حمایت شرکت های بزرگ چندملیتی آمریکایی و اروپایی نه تنها قدرت را به دست گرفتند، بلکه شرکت هایی همچون خودروسازی فورد، صنایع جنرال الکتریک و شرکت آمریکایی ITT که در زمینه مخابرات در این قاره فعال بود و حتی مرسدس بنز آلمان، پشتیبانی های مالی و لجستیکی نظامیان را بر عهده گرفتند و گروه های نظامی ویژه و جوخه های مرگ را برای شکنجه و ترور صدها هزار نفر از مخالفین و یا حتی بیگناهان وارد میدان کردند. این گروه ها از بیگناهان تنها به عنوان ابزاری برای ایجاد رعب، وحشت و تحکیم پایه های قدرت خود از طریق نمایش آشکار سرکوبگری در انظار عمومی استفاده کردند. وی می افزاید حضور مستقیم و غیر مستقیم شرکت های خارجی که به دنبال تحکیم منافع اقتصادی خود بودند، به حدی آشکار و صریح بود که هر گاه خودرو ˈفورد فالکنˈ در محله ای از شهرهای آرژانتین دیده می شد، همگان وحشت زده می شدند و می دانستند این خودروها که تنها در اختیار نیروهای نظامی و پلیس است ، برای بردن کسی آمده اند. این سرکوبگری ها به حدی آشکار بود که این نوع از خودروها به ˈمرگ روˈ (DEATHMOBILE) مشهور شدند. بسیاری از این افراد بازداشت یا ربوده شده، دیگر پیدا نمی شدند و یا اینکه تنها جنازه آن ها در گوشه ای از شهر یافت می شد. ** تجربه میانمار -------------میانمار (برمه سابق) نیز یکی دیگر از نمونه های حضور نظامیان در عرصه قدرت است. این کشور در نیمه نخست قرن بیستم بعد از حدود یک قرن توانست از استعمار انگلیس تا حدودی رهایی یابد و حکومتی قانونی را برقرار سازد. حکومت مشروع این کشور در سال 1962 در یک کودتای نظامی به رهبری ژنرال ˈنه وینˈ ساقط شد و نظام تک حزبی اعلام شد. به صورت متناوب قدرت نظامیان کم و زیاد می شد تا اینکه با بالا گرفتن تنش های قومی، مذهبی و تشدید تظاهرات ضد دولتی در اواخر دهه 1980 میلادی ژنرال ها با تشکیل شورای حکومتی در قدرت حضور بیشتری یافتند اما ژنرال ها نتیجه انتخاباتی را که در دهه 1990 میلادی باعث می شد قدرت به طور کلی از دست آن ها بیرون برود، به رسمیت نشناختند و نتیجه را با سرکوب مخالفان به نفع خود تغییر دادند. در حالی که آن ها باید قدرت را به ˈاتحادیه ملی دموکراسیˈ می دادند، اما توان خود را با حدت و شدت بیشتری به رخ مردم کشیدند و بیش از یک دهه دیگر نیز در قدرت باقی ماندند. در این دوران کشتار بسیار وحشتناک و نسل کشی های متعددی به وسیله رهبران نظامی میانمار اتفاق افتاد. 

برچسب‌ها