آر پی جی زنی با یک قلم و کاغذ!
چند روز بعد از عملیات، یک بسیجی رو دیدم که کاغذ و خودکار گرفته بود دستش هر جا می رفت همراه خودش می برد...
از یکی پرسیدم: چشه این بنده خدا؟
گفت: آرپی جی زن بوده...
توی عملیات قبلی آنقدر آرپی جی زده که دیگه نمی شنوه
باید براش بنویسی تا بفهمه!
گوشهایت را دادی تا ما چشم و گوشمان باز شود
چشم و گوشمان که باز نشد هیچ ، ..... بماند!
شرمنده ی ایثارت هستیم جوانمرد