کد خبر 102404
۲۸ فروردین ۱۳۹۲ - ۰۰:۰۰

خورشید انقلاب فرزند مادری بسیار فهمیده

خورشید انقلاب فرزند مادری بسیار فهمیده

(خاطره ای از زبان امام خامنه ای بمناسبت 29 فروردین سالروز ولادت معظم له)

تهران - حیاتما هشت خواهر و برادر از دو مادر بودیم؛ یعنى پدرم از خانمى، سه فرزند داشت که هر سه هم دختر بودند. بعد، آن خانم فوت کرده بودند و پدرم با خانم دیگرى - که مادر ما باشند - ازدواج کرده بودند. ما بچه‏هاى این خانم دوم، پنج نفر بودیم؛ چهار برادر و یک خواهر، و در این پنج نفر، من دومى بودم. البته در این بین، دو بچه هم از بین رفته بودند؛ با آن حساب، من چهارمى مى‏ شوم؛ اما چون واسطه‏ ها کم شده بودند، من بچه دوم خانواده بودم. البته خواهرهاى بزرگ ما از خانم اوّل بودند؛ آنها از ما خیلى بزرگتر بودند.پدر و مادرم، پدر و مادر خیلى خوبى بودند. مادرم یک خانم بسیار فهمیده، باسواد، کتابخوان، داراى ذوق شعرى و هنرى، حافظ شناس - البته حافظ شناس که مى ‏گویم، نه به معناى علمى و اینها، به معناى مأنوس بودن با دیوان حافظ - و با قرآن کاملاً آشنا بود و صداى خوشى هم داشت.ما وقتى بچه بودیم، همه مى‏ نشستیم و مادرم قرآن مى‏خواند؛ خیلى هم قرآن را شیرین و قشنگ مى ‏خواند. ما بچه‏ ها دورش جمع مى ‏شدیم و برایمان به مناسبت، آیه ‏هایى را که در مورد زندگى پیامبران است، مى ‏گفت. من خودم اوّلین بار، زندگى حضرت موسى، زندگى حضرت ابراهیم و بعضى پیامبران دیگر را از مادرم - به این مناسبت - شنیدم. قرآن که مى ‏خواند، به آیاتى که نام پیامبران در آن است مى‏ رسید، بنا مى‏ کرد به شرح دادن.بعضى از شعرهاى حافظ که هنوز - بعد از سنین نزدیکِ شصت سالگى - یادم است، از شعرهایى است که آن وقت از مادرم شنیدم. از جمله، این دو بیت یادم است:سحر چون خسرو خاور عَلم در کوهساران زد           به دست مرحمت یارم در امّیدواران زددوش دیـدم کـه ملائک در میخانـه زدنـد                گل آدم بسرشتنـد و به پیمانه زدنـدغرض؛ خانمى بود خیلى مهربان، خیلى فهمیده و فرزندانش را هم - البته مثل همه مادران - دوست مى‏داشت و رعایت آنها را مى‏ کرد. پدرم عالِم دینى و ملّاى بزرگى بود. برخلاف مادرم که خیلى گیرا و حرّاف و خوش برخورد بود، پدرم مردى ساکت، آرام و کم حرف مى‏نمود؛ که این تأثیرات دوران طولانى طلبگى و تنهایى در گوشه حجره بود. البته پدرم ترک زبان بود - ما اصلاً تبریزى هستیم؛ یعنى پدرم اهل خامنه تبریز است - و مادرم فارس زبان. ما به این ترتیب از بچگى، هم با زبان فارسى و هم با زبان ترکى آشنا شدیم و محیط خانه محیط خوبى بود. البته محیط شلوغى بود؛ منزل ما هم منزل کوچکى بود. شرایط زندگى، شرایط باز و راحتى نبود و طبعاً اینها در وضع کار ما اثر مى ‏گذاشت.گفت و شنود صمیمانه با گروهى از جوانان و نوجوانان  14/11/1376 

برچسب‌ها