زندگی زیباتر / خاطره
خاطره از همسر شهید سید مرتضی آوینی
تهران - حیاتزمان ما هم مثل همیشه٬ رسم و رسوم ازدواج زیاد بود. ریخت و پاش هم که بیداد می کرد.ولی ما از همان اول ساده شروع کردیم٬ یک بلوز و دامن برای من بود و یک کت و شلوار برای آقا مرتضی. چیز دیگری را لازم نمی دانستیم! به حرف ها و حدیث ها و رسم و رسوم هم کاری نداشتیم٬ خودمان برای زندگیمان تصمیم می گرفتیم. همین ها بود که زندگیمان را زیباتر می کرد.