تحلیلی از راشا تودی/ ایرانی ها مخترع شطرنج هستند/ بلایی که ایران بر سر دلار می آورد
پایگاه اطلاع رسانی شبکه تلویزیونی ˈراشا تودیˈ روز دوشنبه در گزارشی نوشت: آمریکا نه به خاطر حفظ منافع امنیتی خود، بلکه به دلیل استمرارکاهش ارزش دلار و استفاده ان در بازارهای جهانی با حمله به ایران مخالف است بر عکس اسرائیل.
به گزارش حیات به نقل از ایرنا، ˈآدریان سالبوچیˈ، تحلیلگر، نویسنده و سخنران آرژانتینی نوشت زمانی که اسرائیل درسال 2006 به جنوب لبنان حمله کرد بامقابله شدیدحزب الله تحت حمایت ایران مواجه شد.از آن زمان به بعد تل آویو سیاست ˈباید ایران را محو کردˈ را در پی گرفته است و هر کاری توانسته انجام داده تا آمریکا را به جنگ با ایران بکشاند. تقریبا هفت سال بعد از این حمله فرصت اسرائیل رو به اتمام است. اسرائیل روشن ترین پیام را به ایران داده است، زمانی که ˈجرج بوشˈ، رییس جمهوری پیشین آمریکا، ˈدیک چنیˈ معاون وی و ˈکاندولیزا رایسˈ وزیر امور خارجه سابق این کشور همچنین دیگر نئومحافظه کاران سرکار بودند آمریکا را تا سر حدحمله به ایران پیش بردند و این امر کار دشواری نبود. به ویژه با در نظر گرفتن اینکه اسرائیل داخل آمریکا می تواند بر کمک دوستانش و لابی های طرفدار خود تکیه کند. اما ˈباراک اوباماˈ، رییس جمهوری آمریکا در سال 2008 روی کار آمد و دولت و نزدیکان وی چندان طرفدار اسرائیل نیستند. علاوه بر این افزایش مقاومت ارتش آمریکا در برابر ماجراجویی های سیاست خارجی این کشور را باید در نظر داشت که قبلا توسط لابی اسرائیل منحرف شده بود به ویژه بعد از رسوایی ها و دشواری های جنگ های عراق، افغانستان و ظهور با قوت بهار عربی.حتی از این گذشته طبقات بیشتری از جامعه آمریکا و مردم سراسر جهان از خطرهای وابستگی بیش از حد آمریکا به اسرائیل مطلع شده اند، این مساله که اسرائیل از آمریکا به عنوان قدرت نماینده خود برای حضور در نبردها استفاده می کند امری که یقینا به نفع منافع ملی آمریکا نیست. ˈبنیامین نتانیاهوˈ، در سخنرانی خود در مجمع عمومی سازمان ملل متحد سپتامبر سال گذشته میلادی (شهریور 1391) هشدار داد ایران در حال دست یافتن به بمب هسته ای است؛ زیرا می خواهد اسرائیل را از بین ببرد. نتانیاهو یقینا ترجیح می داد ˈمیت رامنیˈ، نامزد جمهوری خواهان به ریاست جمهوری برسد؛ اما این اتفاق نیفتاد و اوباما همچنان در کاخ سفید است و حتی این شجاعت را نشان داد که ˈچاک هیگلˈ، تقریبا ضدصهیونیست را به وزارت دفاع آمریکا بگمارد.به نظر می رسد آمریکا برای مشکل ایران رویکردی غیر از حمله را اتخاذ کرده باشد؛بویژه با درنظرگرفتن مخاطرات فراوان ژئوپلیتیکی و تبعاتی که هر حمله یکجانبه آمریکا،اسرائیل یا سازمان پیمان آتلانتیک شمالی موسوم به ناتو می توانددربرداشته باشدکه حتی می تواند به رویارویی مستقیم با روسیه منجر شود.در عین حال ایران نیز از برنامه هسته ای خود عقب نشینی نمی کند موضوعی که دولت اوباما به طرز عجیبی در مورد آن سکوت کرده است. آمریکا حتی به آرژانتین اجازه داد تا برای بررسی موضوع حمله تروریستی آمیا با ایران توافق کند. گفته می شود بوش رییس جمهوری پیشین آمریکا در آن زمان ˈنستور کریچنرˈ، رییس جمهوری آرژانتین، را وادار کرد تا ایران را به اشتباه در موضوع حمله آمیا متهم بشناسد و این اتهام تنها بر اساس مدارک موساد و سازمان مرکزی جاسوسی آمریکا سیا بود.با توجه به همه این پیش فرض ها چه اتفاقی در حال وقوع است؟ چرا آمریکا و اسرائیل در مورد شیوه برخورد با ایران اختلاف نظر دارند؟آمریکا و اسرائیل امروزه منافع و اهداف به شدت متناقضی در مورد ایران دارند. اهداف اسرائیلی ها را به آسانی می توان حدس زد: ایران دشمن ژئوپلیتیکی اسرائیل و یکی از چند کشوری است که می تواند به رهبری معتبر و قوی در جهان اسلام تبدیل شود به ویژه از آنجا که یکی از اهداف کلیدی ایران مقابله با حکمرانی اسرائیل در فلسطین است. در عین حال رسانه های اصلی غربی به اشتباه هشدار داده اند که ایران می خواهد اسرائیل را از روی نقشه جهان محو کند، به جای اینکه به درستی گزارش دهند ایران خواستار پایان اشغالگری اسرائیل در فلسطین است. اما آمریکا دلیل دیگری برای نگرانی دارد که ربطی به برنامه هسته ای ایران ندارد اما به دلار آمریکا مربوط است. آمریکا از چند دهه قبل از طریق بانک مرکزی اش دلارهای بی پشتوانه فراوانی چاپ و برای جبران کسری بودجه فراوانش به اقتصاد تزریق کرده است که باعث افزایش شدیدکسری بودجه 15 تریلیون دلاریش شده است.این شرایط تا وقتی ادامه می یابدکه پول آمریکا جریان داشته باشد و جایی دورتر از این کشور مانند بانک های مرکزی کشورهای دوستی مانند ژاپن، تایوان، کره جنوبی یا کشورهایی نه چندان دوست مانند چین خرج شود. حتی اگر همچنان در بازارهای مالی سراسر جهان گردش کند؛ بازهم مشکلی ایجاد نمی شود. به نظرمی رسد واشنگتن به نوعی می گوید:تنها اجازه بدهید دلار درهمه بازارها خرید و فروش شود، می توانیم بازهم دلار چاپ کنیم و به بازار تزریق کنیم. بانک مرکزی آمریکا اسم های مختلفی مانند سیاست ˈتزریق پولی 1، 2 یا 3ˈ روی آن می گذارند. اما اسم آن را هرچه بگذاریم، تورم از ان استشمام می شود.آمریکا به خوبی می داند ابرقدرتی بی قدرت است، زیرا اگر چین تصمیم بگیرد تقریبا دو تریلیون دلار اوراق قرضه، سهام و اسناد مالی آمریکا را که در اختیار دارد بفروشد و به سرعت به یورو تبدیل کند، به معنای فاجعه ای برای آمریکاست. اما چنین عواقبی با در نظرگرفتن پیچیدگی بازارهای مالی دنیا به سادگی روی نمی دهد؛ بنابر این نه چین و نه هیچ یک از دیگر دارندگان اوراق قرضه آمریکا آماده این کار نیستند. دست کم در شرایط کنونی این کار را نمی کنند. اما تهدید پیچیده تر دیگری از نظر عینی،راهبردی و فیزیکی وجود دارد که خواب رهبران آمریکا را در شب پریشان می کند و آن بازار نفت است. برای درک بهتر اینکه چرا وضعیت مالی آمریکا به سرعت رو به افول است و در عین حال آگاهی سیاسی مردم جهان افزایش می یابد باید مثالی بزنیم. هر زمان که مردم آرژانتین،آفریقای جنوبی یا ژاپن بخواهند یک بشکه نفت بخرند مردم این کشورها باید برای به دست آوردن آن 100 دلار تلاش کنند.اما آمریکا به آسانی می تواند آن 100 دلار را چاپ کند، همین وضعیت زمانی روی می دهد که آنها بخواهند به عراق یا لیبی حمله کنند یا هواپیماهای بدون سرنشین آمریکا در آسمان افغانستان پرواز کنند:تنها چاپ پول کافی است. اما تصور کنید چه اتفاقی می افتد اگر دادوستدها در بازارهای نیویورک، لندن و دبی با دلار انجام نشود.ایران به خوبی از اهمیت این مساله مطلع است و بنابر این سال گذشته شایعاتی درمورد فروش نفت این کشور به هند و دریافت بهای آن با طلا منتشر شد.نباید فراموش کرد که ایرانی ها شطرنج را اختراع کردند.بنابراین آمریکا واقعا می خواهد این تهدید ایران را از خود دور کند. این روند دو بار دردهه گذشته اتفاق افتاده است. اول در زمانی که ˈصدام حسینˈ، دیکتاتور پیشین عراق، در سال 2000 از دادوستد با دلار خودداری کرد و تجارت های خود را با یورو انجام می داد. نئومحافظه کاران دولت بوش یکباره جهان را از این موضوع مطلع کرد که عراق تسلیحات کشتار جمعی دارد و صدام باید برکنار شود لیبی نیز در سال 2010 در زمان ˈمعمر قذافیˈ، دیکتاتور مخلوع ان برای معرفی ارز جدیدی به جهان آماده می شد.این ارز دینار طلایی نام داشت که می شد در شمال آفریقا با آن تجارت کرد. اما بازهم یکباره مردم جهان از آمریکا، فرانسه و انگلیس مطلع شدند که قذافی غولی بی شاخ و دم است. سوال کلیدی این است که آمریکا درماه ها و سال های آتی بر اساس منافع ملی خود عمل می کند یا به موجب منافع ملی اسرائیل.رسانه های اصلی غرب هر روز در مورد مطرح بودن همه گزینه ها سخن می گویند و گزارش هایی منتشر می کنند که به مردم جهان یادآوری کنند ایران کشوری یاغی است. اسرائیل بیچاره هم با مساله تامین امنیت خود مواجه است.اما همه این گزارش ها دروغ است و تنها مساله دلار و نفت مطرح است، بازارهای مالی جهان صرفا مهم است. منفعت طبقه متوسط آمریکا، اروپا و سراسر جهان مطرح نیست و قطعا دموکراسی و حقوق بشر نیز برای آمریکا ارزشی ندارد.