کارشناسان برجسته آمریکایی سیاست آمریکا در قبال ایران فاجعه استراتژیک است
دو تن از کارشناسان و مقامات سابق آمریکا تاکید دارند سیاست های ایالات متحده در قبال ایران و برنامه هسته ای اش نه تنها نتوانسته ایران را منزوی و وادار به عقب نشینی کند بلکه موقعیت، اعتبار و جایگاه متحدان آمریکا را در خاورمیانه تضعیف کرده است.
به گزارش حیات به نقل از ایرنا، ˈهیلاری من لورتˈ و ˈفلینت لورتˈ دو کارشناس و استاد آمریکایی که از تحلیلگران برجسته امور خاورمیانه و ایران هستند و چندی قبل نیز سفری به کشورمان داشتند، در مقاله ای در وبسایت مجله ˈThe Nationˈ آمریکا نوشتند: زمان آن فرا رسیده است که آمریکا به واقعیت ها در مورد ایران توجه کند و هرچه زودتر با انجام توافقی جامع با ایران از زوال جایگاه و اعتبار خود در خاورمیانه و جهان جلوگیری کند.دراین گزارش، سعی شده است ادبیات این دو مقام و کارشناس آمریکایی به همانگونه که در متن اصلی آمده (اما به صورت خلاصه) ارایه شود. این زوج کارشناس در مقاله ˈزمان روبرو شدن با واقعیت در مورد ایرانˈ نوشتند: 50 سال قبل و در بحبوحه جنگ سرد بحران موشکی کوبا چالش بزرگ آمریکا تعبیر می شد. در همان دوران و مدتی قبل از این واقعه ˈجان اف کندیˈ رییس جمهور وقت آمریکا هشدار داد: دشمن حقایق؛ دروغ، فریب و بی صداقتی نیست بلکه افسانه سرایی، طولانی شدن موضوع و نگاه غیرواقعی به مسایل هستند که باعث می شوند همه چیز تفسیر و تعبیر دیگری پیدا کند و همین موضوع باعث می شود تا ابراز نظرها و اعمال بدون توجه به منطق انجام بگیرند.** افسانه سقوط ایران-----------------------در سی سال اخیر تحلیلگران و سیاست گذاران آمریکایی مجموعه ای از افسانه سرایی ها را در مورد ایران بیان کردند که ایران کشوری غیرعقلایی، نامشروع و آسیب پذیر است و هر آن سقوط می کند. آنها با این ابرازنظرهای اشتباه باعث شدند تا افکار عمومی آمریکا و متحدانش نیز به سمت و سوی غلط بروند و تفاسیر متفاوتی از آنچه در واقعیت وجود دارد از خاورمیانه و منافع آمریکا ارایه شود.مهمترین و خطرناکترین این افسانه های دروغین، سرنگونی قریب الوقوع نظام ایران از درون و به وسیله مردم این کشور بود. آمریکا انقلاب سال 1978-1979 را مایه تعجب و امری شگفت انگیز توصیف کرد، اما تنها دلیل شگفتی مقامات آمریکایی این بود که مقامات در واشنگتن از توجه و مشاهده و درک خواسته های روزافزون مردم ایران برای آزادی سیاسی از سلطه آمریکا طفره می رفتند. از آن موقع تاکنون، کاخ سفید پیش بینی های بسیاری را در مورد فروپاشی سریع ایران انجام می دهد.** ایرانی ها لیبرالیسم سکولار نمی خواهند-------------------------------------------جمهوری اسلامی با وجود همه این سخنان به حیات خود ادامه داده است، زیرا در مدل انتخابی خود، اصول و نهادهای حکومت اسلامی را در کنار تعهد به یک سیاست خارجی مستقل در چارچوب انتخابات متعدد بنا نهاده است. به همین دلیل است که ایرانی ها نمی خواهند لیبرالیسم سکولار به سبک غربی داشته باشند، آنها چیزی را می خواهند که منعکس کننده فرهنگ آنها و ارزش های دینی شان است، همانطور که حتی در دوره اصلاحات هم آزادی، استقلال و پیشرفت در چارچوب مذهب و هویت ملی به عنوان هدف مطرح بود.حتی بعد از انتخابات سال 2009 و انتخاب احمدی نژاد برای دومین بار به عنوان رییس جمهور، که دردسرهایی هم به واسطه جنبش سبز برای نظام ایجاد شد، کارشناسان و نخبگان غربی از سقوط نظام جمهوری اسلامی سخن گفتند اما جنبش سبز نتوانست اکثریت ایران را جذب و پایگاهی پیدا کند. گروهی هنوز هم در غرب خواستار و امیدوارند که جنبش سبز زنده نگه داشته شود و باعث فشار بر نظام باشد، اما نخبگان سیاسی و قدرتمندان آمریکایی بدون توجه به این موضوع که هنوز جمهوری اسلامی قدرتمند است به واقعیت های درون ایران توجه ندارند، در مورد مشروعیت و آسیب پذیری ایران هنوز هم افسانه سرایی می کنند. آنها خیال می کنند که ساختن تصویری از وقوع یک حادثه به معنی واقعیت یافتن آن موضوع و حادثه است حال آنکه تصور تغییر در ایران تنها خیال است و هیچ واقعیتی ندارد.این افراد افسانه های خود را در دو حوزه موفق می دانند و بر ادامه آن تاکید دارند: نخست آن ها معتقدند تحریم ها اثر دارد و اهداف آمریکا علیه ایران را برآورده می کند و دوم اینکه بیداری و خیزش اعراب ایران را منزوی کرده است، اما هر دوی این نظرات، غلط و به دور از واقعیت هستند و حتی تاحدودی برای آمریکا نتیجه عکس داشته است.** تحریم ها کارآمد نیستند-------------------------بسیاری از تحلیلگران سیاسی می گویند که تحریم ها اثر کردند، مردم را ناراضی ساخته است و هر آن ممکن است باعث خیزش مردم علیه نظام ایران شود و اهداف واشنگتن را برآورده سازد، اما هیچ گاه این کارشناسان نمی گویند آیا این شرایط که اکنون وجود دارد بدتر و سختتر از دهه 1980 میلادی و دوران جنگ عراق با ایران بوده است که در آن زمان ایران نیمی از ظرفیت تولید ناخالص داخلی (GDP) خود را از دست داد. آن زمان مردم به پا نخواستند و تغییری را در ایران ایجاد نکردند. در هیچ جای دنیا دیده نشده است که ملتی به خاطر شرایط سخت ناشی از تحریم، نظام خود را سرنگون کند و دولتی موافق و دوست تحریم کنندگان را برای حکومت بگمارد. چند سال قبل تحریم های بسیار سختی علیه عراق در دوران صدام اعمال شد که نتیجه اش این شد که بیش از 1 میلیون عراقی جان خود را از دست دادند، نیمی از آنها کودک بودند، اما ملت عراق به پا نخواستند و تغییری در رژیم صدام ایجاد نشد تا اینکه آمریکا به عراق حمله کرد. بعد از اشغال عراق هم دولتی که به وسیله مردم انتخاب شد حامی و متحد آمریکا نبود که ترجیح دهد خواسته های آمریکا را اجرا کند.** ارزش غیرواقعی ریال به ضرر تولید بود--------------------------------------سال گذشته، این کارشناسان فکر کردند که موضوع تورم و کاهش ارزش پول ملی ایران می تواند باعث اعتراضات مردمی شود اما این اتفاق نیفتاد. البته سال ها ارزش پول ایران یعنی ریال به صورت غیرواقعی بالا نگه داشته می شد که باعث افزایش قدرت خرید و رفاه نسبی شد، اما این شرایط به شدت به ضرر تولیدکنندگان و کشاورزان شد. اکنون ریال به قیمت واقعی خود نزدیک شده است و همین موضوع می تواند توسعه غیرنفتی ایران را همراه داشته باشد.** نخبگان آمریکایی از درون ایران خبر ندارند---------------------------------------------نکته اینجاست که هیچ کس از شرایط به وجود آمده در ایران ایمنی نداشته است، اما این کارشناسان اگر مانند ما که در ماه دسامبر گذشته (دو ماه قبل) به ایران سفر کردیم، به ایران می رفتند می دیدند در ایران شرایط به گونه ای دیگر است. اگر در خیابان های تهران قدم بزنید می بینید که کمبودی احساس نمی شود و ترافیک خریداران در ایران کاملا محسوس است. تنها چیزی که کمبود آن احساس می شود دارو است که مقصر آن هم آمریکاست نه ایران، زیرا ایالات متحده تبادلات ارزی ایران را با عرضه کنندگان دارو محدود کرده و همین موضوع تامین دارو را با مشکل روبرو کرده است.در تهران شما می بینید که اقتصاد ایران در حال فروپاشی نیست و اگر با هر کسی هم صحبت کنید به شما می گوید تحریم ها جمهوری اسلامی را ضعیف نمی کند. هیچ فرقی نمی کند که فرد پاسخ دهنده محافظه کار و یا اصلاح طلب باشد، همه اعتقاد دارند که خواسته های آمریکا در موضوع هسته ای و دیگر زمینه ها برآورده نخواهد شد.**افزایش تمایل به پیام استقلال ایران --------------------------------------- در برخی تحلیل های سیاست گذاران آمریکایی اینگونه ادعا می شود که خیزش اعراب در کنار تحریم ها توانسته است مقاومت جمهوری اسلامی را بشکند و باعث عقب نشینی و تمایل به مذاکره ایران برای مذاکره شود، اما استدلالی که باید این افراد به آن توجه کنند این است که ایران منزوی نشده است، زیرا اگر در هریک از این کشورهای عربی از طریق انتخابات به نظر مردمش مراجعه شود نتیجه ای که حاصل می شود این است که اعتقاد اندکی به ترجیحات و نکاتی که مورد درخواست آمریکاست وجود ندارد و در عوض تمایل آنها به جمهوری اسلامی و پیامش در سیاست خارجی (استقلال) نزدیکتر است. حتی برخی مدعی شده اند که ایران در حال از دست دادن مهمترین متحدش در سوریه است و به همین دلیل جایگاه منطقه ای و ثبات داخلی ایران دچار چالش خواهد شد. ایران اعتقاد دارد که بشار اسد سرنگون نخواهد شد و حداقل اینکار هرگز به وسیله مردم سوریه انجام نمی گیرد. حتی بعد از رفتن اسد هم مانند همه کشورهای عربی که دچار تغییرات شدند به نظر نمی رسد دولتی غربگرا و همسو با آمریکا حاکم شود. آمریکا در تلاش است در سوریه و منطقه، نیروهای تندروی وابسته به عربستان سعودی را تقویت کند، اما روی کار آمدن یک دولت تندروی اسلامی مانند دولت طالبان افغانستان نیز به شدت با منافع آمریکا ضدیت خواهد داشت نمونه این موضوع به عینه در افغانستان و لیبی مشاهده شد.** افول محبوبیت و نفوذ آمریکا------------------------------نخبگان آمریکا فراموش کرده اند که مهمترین متحد ایران سوریه نیست بلکه دولت عراق است که از دیرباز شیعه بوده است. حتی این کارشناسان آمریکایی نمی خواهند قبول کنند مصر که بیش از 30 سال ستون سیاست خارجی خاورمیانه ای آمریکا بوده است، گرچه بعد از سرنگونی مبارک دنباله روی ایران نیست، اما آشکارا دیگر متحد تمام عیار آمریکا نیز محسوب نمی شود. روابط آمریکا و مصر نزول داشته است، اما روابط ایران و مصر اکنون رو به بهتر شدن است و حتی محمد مرسی رییس جمهور مصر چند ماه قبل، بعد از سفر به چین در تهران با احمدی نژاد دیدار کرد. چیزی که نخبگان سیاسی در آمریکا نادیده می گیرند این است که تهران نیازی به این ندارد که دولت های عرب به متحد و حامی ایران(pro-Iranian) تبدیل شوند بلکه ایران تنها می خواهد این دولت ها کمتر از گذشته حامی سیاست های آمریکا و اسراییل باشند و استقلال بیشتری را در سیاست های خود بکار ببندند. این نخبگان درک نمیکنند که خیزش و بیداری اعراب، جایگاه استراتژیک آمریکا را در خاورمیانه تضعیف کرده است و نه جایگاه ایران را.** موازنه خاورمیانه به ضرر آمریکا شده است-------------------------------------------واقعیت این است که قبل از واقعه 11 سپتامبر 2001 تقریبا همه کشورهای خاورمیانه حامی آمریکا (pro-American) بودند. کشورهایی همچون مصر، عربستان، کشورهای کوچک حاشیه خلیج فارس، حتی صدام در عراق و قذافی در لیبی هم در راستای منافع آمریکا حرکت می کردند و دیدگاه ضد ایرانی داشتند، اما امروز موازنه منطقه ای به ضرر آمریکا و به نفع ایران چرخش کرده است. انتخابات متعددی که در کشورهای افغانستان، مصر، عراق، تونس، ترکیه و حتی غزه برگزار شد باعث شد حاکمان قبلی این کشورها که با آمریکا رابطه نزدیکی داشته باشند طرد شوند و در این مناطق دولت هایی انتخاب شدند که کمتر حامی آمریکا و ضد ایرانی هستند و سیاست های مستقل تری را اتخاذ کنند. همین موضوع است که نشان دهنده ارتقای جایگاه ایران در منطقه است و نه انزوای ایران.** مذاکره درخواست همیشگی ایران-------------------------------------برخی کارشناسان سیاست بین الملل می گویند که اکنون تحریم و خیزش های عربی، ایران را به مذاکره متمایل کرده است، اما این نخبگان درک نکرده اند که ابراز تمایل به مذاکره از طرف ایران چیز جدید نیست. ایران امضا کننده معاهده عدم اشاعه(ان.پی.تی.) است و سال هاست که اعلام کرده حاضر به مذاکره و رفع نگرانی های بین المللی در مورد فعالیت هسته ای است، اما به شرطی که احترام متقابل رعایت شود و نگرانی های حاکمیتی و حقوق ایران نیز در نظر گرفته شود. حتی در سال 2000 ایران با سه کشور اروپایی آلمان، فرانسه و انگلیس توافق امضا کرد و حدود 2 سال فعالیت غنی سازی خود را متوقف کرد تا این موضوع را از طریق مذاکره حل و فصل کند، اما این مذاکرات با دخالت آمریکا به نتیجه نرسید. در سال 2010 نیز توافق مبادله سوخت با اورانیوم با غنای کم ایران میان ایران و برزیل و ترکیه به امضا رسید که در آن شرط تامین سوخت برای راکتور تحقیقاتی و درمانی و به رسمیت شناختن حق غنی سازی ایران با نظارت های بین المللی گنجانده شده بود که بازهم این واشنگتن بود که آن را رد کرد. اکنون نیز ایران تمایل به مذاکره برای محدودسازی غنی سازی در مقابل کاهش تحریم ها و تامین سوخت مورد نیاز ایران در چارچوب یک توافق جامع را ارایه کرده است. اگر آمریکا حق غنی سازی در ایران را تحت نظارت بین المللی به رسمیت بشناسد این موضوع هسته ای به راحتی قابل حل خواهد بود.** آمریکا نمی خواهد حق هسته ای ایران را قبول کند---------------------------------------------------باراک اوباما نیز راه سلف خود، جورج بوش را می رود که نمی خواهد حق غنی سازی ایران را قبول کند. مقامات آمریکایی نیز خواسته خود توقف فعالیت های هسته ای ایران اعلام کردند و در قبال آن حاضرند برخی امتیازات تجاری را در چارچوب سیاست چماق و هویج به ایران بدهند. مشکل اینجاست که آمریکایی ها تمایل ندارند حقوق سرزمینی و نگرانی های امنیتی ایران را درک کنند و تا هنگامی که بر این موضع پافشاری می کنند توافقی شکل نخواهد گرفت. برخی کارشناسان آمریکایی استدلال می کنند اگر با ادامه این شیوه تغییری در ایران و رفتارش حاصل نشد می توان همه تقصیرها را برعهده ایران گذاشت و اعلام کرد حالا حمله به ایران لازم است، اما آمریکایی ها درک درستی از این خطای بزرگ و زیان های آن ندارند. آنها تسلیحات کشتار جمعی و 200 کلاهک اسراییل را نادیده می گیرند و در عوض اعلام می کنند به خاطر فعالیتی که نیات تسلیحاتی آن هنوز ثابت نشده است می خواهند به ایران حمله کنند. این موضوع احساست ضد آمریکایی را در خاورمیانه تشدید کرده و متحدان آمریکا را تهدید و نیز از همکاری با آمریکا دور می کند. این حمله مشروع نخواهد بود، زیرا حداقل 120 کشور جهان که عضو جنبش غیرمتعهدها هستند و ایران ریاست آن را برعهده دارد به هیچ وجه آن را قبول نخواهند کرد. ضمن اینکه شورای امنیت سازمان ملل نیز مجوزی برای آن صادر نمی کند و آمریکا متحدی جز اسراییل و احتمالا انگلیس نخواهد داشت.**آمریکا نیازمند قدرت منطقه ای ایران است------------------------------------------در حالی که تا چند سال قبل آمریکا ابرقدرت بی چون و چرا محسوب می شد با این اقدامات به ویژه در میان کشورهای خاورمیانه جایگاه خود را به شدت تضعیف کرده است. آمریکا تنها هنگامی می تواند متحدانی را برای خود پیدا کند که سیاست خارجی اش را مطابق با افکار عمومی و خواست منطقه تنظیم کند. امروزه کشورها بیش از گذشته به دنبال استقلال بیشتر در حوزه های منطقه ای و بین المللی هستند. این چالشی است که جمهوری اسلامی ایران برای آمریکا به وجود آورده است. آمریکایی ها نیازمند رابطه بهتر با ایران هستند تا بتوانند چیزهای اندکی را که برایشان در منطقه باقی مانده است حفظ کنند و جایگاهی داشته باشند. آمریکا به ایران برای مهار و مقابله با تروریست های تندرو که به وسیله عربستان و دیگر متحدان عرب آمریکا در خلیج فارس حمایت می شوند نیاز دارد.ایران بازیگری مهم برای شکل دهی به آینده نه تنها در افغانستان و عراق بلکه در سوریه نیز بوده و آمریکا اکنون بیشتر از گذشته نیازمند کنار آمدن با ایران است. ادامه دشمنی ایالات متحده با ایران تنها منجر به فاجعه ای استراتژیک برای آمریکا می شود.