کد خبر 100812
۷ اسفند ۱۳۹۱ - ۰۰:۰۰

بازخوانی آنچه در دور قبلی مذاکرات ایران با ۶ کشور گذشت تایید حق غنی‌سازی ایران؛ کف انتظار تهران از ۱+۵ در آلماتی

ایران و ۱+۵ بعد از ماه‌ها سکوت، بار دیگر مذاکره را بهترین راه برای حل مشکلات فیمابین خود یافتند؛ از این رو تصمیم گرفتند ۸ اسفند در آلماتی قزاقستان گردهم بیایند تا شاید راهی برای این بن‌بست ۹ساله بیابند.

به گزارش حیات، مسکو آخرین مقصد مذاکرات ایران با 1+5 بود. حدود 7 ماه از آن زمان گذشت تا بالاخره دو طرف بار دیگر رضایت دادند این بار در آلماتی، یکی از شهرهای قزاقستان دور هم جمع شوند و دور تازه‌ای از گفت‌وگوها را شروع کنند.در دور قبلی مذاکرات آنچه مانع به نتیجه رسیدن مذاکرات شد، عدم به رسمیت شناختن حقوق هسته‌ای ایران بود. در حالی که بعد از پایان نشست یک روزه استانبول 2، کاترین اشتون، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا به سالن کنفرانس خبری آمده بود و در بیانیه خود بر به رسمیت شناختن حق غنی سازی ایران طبق معاهده ان‌پی‌تی و نیز لزوم اتخاذ رویکرد متقابل و اعتمادساز دو طرف تاکید کرده بود، ظرف کمتر از 40 روز از موضع خود عقب نشست.یعنی درست در آستانه مذاکرات بغداد، کاترین اشتون از لزوم تعلیق فعالیت‌های هسته‌ای ایران سخن به میان آورد. به رغم آنکه او در نشست استانبول بر ضرورت مذاکرات بدون شرط در بغداد تاکید کرده بود، پس از سفر به سرزمین‌های اشغالی و دیدار با مقامات صهیونیستی اظهار داشت: «امیدواریم گفتگوهای آتی 1+5 با ایران فرآیندی را شکل دهد که تهران نهایتا برنامه اتمی نظامی خود را رها کند.»درباره چرایی این چرخش، دو موضوع مطرح است؛ یکی اینکه 1+5 در حالی وارد نشست بغداد شد که پیش فرض‌هایی کاملا مشخص و شکل گرفته درباره نحوه رفتار ایران در این دور گفتگوها داشت. مجموعه آدرس‌های خارج شده از ایران در فاصله 25 فروردین یعنی نشست استانبول تا 3 خرداد، غرب را درباره 3 موضوع به جمع بندی رسانده بود؛ نخست، این احساس در غرب شکل گرفته بود که ایران خود را برای واگذاری برخی امتیازها آماده کرده، تحلیل دوم نزد غربی‌ها این بود که درون مردم ایران هم نوعی توقع مصالحه شکل گرفته و سومین تحلیل این بود که ایران نیازمند تداوم مذاکرات است و علاقه‌ای به قطع آن ندارد.بر مبنای این ارزیابی‌ها، دید غرب این بود که قادر خواهد بود در مذاکرات بغداد درباره برخی موضوعات خاص مثلا غنی‌سازی 20 درصد امتیازهایی را از ایران دریافت کند. به دلیل همین اشتباه محاسباتی درباره توقعات جامعه ایرانی و الگوی مذاکراتی تیم ایرانی بود که غرب در این مذاکرات، یک "درخواست یک گامی" از ایران مطرح کرد و آینده مذاکرات را به اجابت آن از سوی ایران گره زد.عامل دومی که به تغییر موضع غرب منجر شد را باید در مجموعه لابی‌گری‌های سران اسرائیلی جستجو کرد. از جمله این اقدامات می‌توان به سفر یعکوف آمیدور، رییس شورای امنیت داخلی اسرائیل به سه شهر اروپایی لندن، برلین و بروکسل به منظور رایزنی درباره مساله هسته‌ای ایران اشاره کرد که در نهایت منجر به سفر شخص کاترین اشتون، به عنوان نماینده گروه 1+5 به اراضی اشغالی و جلب نظر مساعد صهیونیست‌ها درباره نشست استانبول شد.درست بعد از این دیدارها و رایزنی‌ها بود که غرب در نشست بغداد "نسخه اسرائیلی" خود را برای ایران پیچید و برخلاف نشست پیشین،‌ سه درخواستی را مطرح کرد که پیشتر از زبان بنیامین نتانیاهو،‌ نخست وزیر اسرائیل شنیده شده بود؛ یعنی تعلیق همه فعالیت‌های غنی‌سازی اورانیوم ایران، انتقال اورانیوم غنی شده با غلظت 20 درصد به کشور ثالث و تعطیلی تاسیسات هسته‌ای فردو.نشست مسکو نیز با همین نگاه از سوی غربی ها برگزار شد. پیش از آن نیز هیلاری کلینتون،‌ وزیر امور خارجه سابق آمریکا در اسلو پایتخت نروژ ایران را به اعمال تحریم‌های بیشتر تهدید کرد و گفت:  "مایلیم گام‌های عملی تهران برای حل مسئله هسته‌ای ایران را شاهد باشیم چراکه گفتگوها هیچگاه بر سر نشان دادن نیات و صداقت نبوده بلکه بر سر اقدام عملی و نتایج آن بوده است". علاوه بر او، «دیوید کوهن»، معاون وزیر خزانه‌داری آمریکا هنگام سفر به اراضی اشغالی و دیدار با «دنی ایالون»، معاون وزیر خارجه اسراییل مدعی شد:‌" اگر مذاکرات مسکو نتیجه بخش نباشد،‌ آمریکا برای اعمال تحریم‌های جدید با اسرائیل مشورت خواهد کرد!" کوهن که خود یهودی است، اسراییلی‌ها را پیشنهاد دهندگان خلاقی در زمینه تحریم ایران خواند و تاکید کرد که در صورت شکست مذاکرات مسکو، حتما فشارها بر ایران تشدید خواهد شد. این موضوع در کنار تهدید ایران با افزایش تحریم‌ها موجب شد این دور از مذاکرات به‌رغم آغاز خوش با پایانی نافرجام روبرو شود.این دو مورد در کنار یکدیگر موجب شد، این دور از مذاکرات که آغاز خوشی داشت با پایانی نافرجام روبرو شود. اکنون بعد از 7 ماه دو طرف بار دیگر توافق کردند نشستی را برگزار کنند تا شاید راهی برای برون رفت از این مسئله بیابند. اما قطعا این بار نیز چون گذشته راه برون رفت از این بن‌بست از مسیر به رسمیت شناختن حقوق هسته‌ای ایران می‌گذرد.