کد خبر 100484
۳۰ بهمن ۱۳۹۱ - ۰۰:۰۰

مغز متفکر/ خاطره

مغز متفکر/ خاطره

خاطره ای بمناسبت دوشنبه 30 بهمن شهادت علیرضا ناهیدی فرمانده تیپ ذوالفقار،لشگر 27 محمد رسول الله، سال1361

تهران - حیاتروزی معلم ریاضی علیرضا در دبیرستان به من گفت:علیرضای شما خیلی مرا اذیت می کند. من که نمیتوانستم تعجب خود را پنهان کنم گفتم:چطور؟ معلم گفت:منظورم از اذیت این است که من در کلاس درس، بعضی از مسائل جبر را از چهار- پنج راه برای دانش آموزان حل میکنم. زنگ که میخورد و همه میروند علیرضا اجازه میگیرد که بیاید پای تخته، من هم که نمیتوانم بگویم نه، می آید پای تخته سیاه و همان مسئله را که من حل کردم از چهار- پنج راه دیگر حل میکند. من از شما خواهش میکنم به او بگوئید این کار را نکند. معلمی گفتند، دانش آموزی گفتند.علیرضا هر کتابی که در مورد فرضیه های انیشتن و نظراتش بود چند بار خوانده بود و شبها تا ساعت یک و دو نیمه شب با من درباره مسائل علمی بحث میکرد. او بین معلمین و همشاگردیهایش به «مغز متفکر» معروف بود.راوی: پدر شهید علیرضا ناهیدی

برچسب‌ها