ویژه نامه ولادت امام حسن عسکری (علیه السلام)
شنیدم امام عسکرى صلوت الله علیه مى فرمود: در بهشت درى هست که نامش معروف است، از آن در داخل بهشت نمى شود مگر اهل نیکى در دنیا.
تهران – حیاتکلید تمام گناهانامام حسن عسکری علیه السلام می فرماید: تمام پلیدى ها در خانه اى قرار داده شده و کلید آن دروغگویى است.جُعِلَتِ الْخَبائِثُ فى بَیْت وَ جُعِلَ مِفْتاحُهُ الْکَذِبَکتاب پرتویی از سیره و جمال امام حسن عسکری علیه السلامشیعه واقعیامام حسن عسکری علیه السلام می فرماید: پیروان و شیعیان على (علیه السلام) کسانى هستند که برادران (دینى) خود را بر خویش مقدم مىدارند گرچه خودشان نیازمند باشند شیعة عَلِّىٍ هُمُ الّذین یؤثِرُونَ اِخوانَهم عَلى اَنفُسِهِم وَ لَو کانَ بِهِم خصاصَةٌ میزان الحکمه، ج 5، ص 231.ترغیب به خدمت رسانى ثقه جلیل القدر داوود بن قاسم ابو هاشم جعفرى نقل فرموده: شنیدم امام عسکرى صلوت الله علیه مى فرمود: «ان فى الجنة باباً یقال له المعروف لا یدخله الا اهل المعروف» در بهشت درى هست که نامش معروف است ، از آن در داخل بهشت نمىشود مگر اهل نیکى در دنیا. من در نفس خودم خدا را شکر کردم و شاد شدم که براى رفع حاجتهاى مردم خودم را به زحمت مىانداختم.امام به من نگاه کرد و فرمود: آرى، یا ابا هاشم! به کار خودت ادامه بده، اهل احسان در دنیا اهل احسان در آخرتند، خدا تو را از آنها قرار دهد و رحمتت کند.کافى: ج 2 ص 469 کتاب الدعاء.تو غفار هستى؟شخصى به نام «حلبى» مىگوید: در سامراء گرد آمده بودیم و منتظر خروج [امام عسکرى علیهالسلام ] از خانه شدیم تا او را از نزدیک ببینیم. در این هنگام نامهاى از حضرت دریافت کردیم که در آن نوشته بود: «هشدار که هیچ کس بر من سلام نکند و کسى با دست به سوى من اشاره نکند، در غیر این صورت جانتان به خطر خواهد افتاد!»در کنار من جوانى ایستاده بود، به او گفتم: از کجایى؟ گفت: از مدینه. گفتم: اینجا چه مى کنى؟ گفت: درباره امامت «ابو محمد علیهالسلام » اختلافى پیش آمده است، آمدهام تا او را ببینم و سخنى از او بشنوم یا نشانهاى ببینم تا دلم آرام گیرد، من از نوادگان «ابوذر غِفارى» هستم. در این هنگام امام حسن علیهالسلام همراه خادمش بیرون آمد. وقتى که رو به روى ما رسید، به جوانى که در کنار من بود نگریست و فرمود: آیا تو غفارى هستى؟ جوان پاسخ داد: آرى. امام فرمود: مادرت «حمدویه» چه مىکند؟ جوان گفت: خوب است. حضرت از کنار ما گذشت. رو به جوان کردم و گفتم: آیا او را قبلاً دیده بودى؟ پاسخ داد: خیر. گفتم: آیا همین تو را کافى است؟ گفت: کمتر از این نیز کافى بود.داستان دوستان، آیت الله محمد محمدی اشتهاردی(رحمت الله علیه)