اخلاص آقا مهدی/ خاطره
خاطره ای بمناسبت چهارشنبه 25 بهمن مصادف با شهادت سردار مهدی باکری فرمانده لشگر 31 عاشورا
تهران - حیاتیک شب بارانی اطلاع دادند که
سیل آمده است. ما آقا مهدی را که در آن زمان شهردار ارومیه بود خبر کردیم، افراد
داوطلب به یاری آسیب دیدگان رفتن و آقا مهدی هم به سمت منطقه حرکت کرد. همه در حال
کمک بودند، با خراب شدن دیوار، سقف خانه ها فرو میریخت. در کنار یک خانه پیرزنی فریاد
میزد و مردم برای بیرون آوردن اثاثیه منزلش تلاش میکردند. در میان یاری دهندگان
چشم پیرزن به آقا مهدی که سخت کار میکرد افتاد. به او نزدیک شد و گفت:خدا عوضت
بدهد مادر! انشاءالله خیر ببینی! نمیدانم این شهردار کجاست. ای کاش یک ذره از غیرت
و شرف شما در وجود او بود. آقا مهدی لبخند ملیحی زد و گفت:"بله مادر، ای کاش
بود!"
راوی: اکبر پورجمشید