23 بهمن، سالگرد شهدای زمین فوتبال چوار
۲۳ بهمن سال ۱۳۶۵، در بازی تیمهای فوتبال برگزیده چَوار و منتخب جوانان استان ایلام، در حالی که ۵۵ دقیقه از دیدار گذشته بود و بازیکنان و با شور و حال خاصی دنبال توپ میدویدند، ثانیههایی بعد، خون همین بازیکنان زمین چمن را آبیاری کرد... جواد کرمی روی پیکر سوخته برادرش «برادر برادر» میکند... راکت به کمر یونس تلوکی خورده و او دو تکه شده بود. علی قیطاسی کاملاً بیهوش و بدنش پر از ترکش میشود.
در ۲۳ بهمن ماه سال ۱۳۶۵ هجری شمسی، یکی از بزرگترین فجایع تاریخ فوتبال دنیا در شهر چوار از توابع استان ایلام روی داد.به
گزارش حیات، هواپیماهای رژیم بعثی عراق، مسابقه فوتبال میان تیمهای
منتخب «چوار» و منتخب «جوانان استان ایلام» را به طرز وحشیانهای بمباران
کردند. در این روز عاشورایی، چهار نفر از بازیکنان تیم برگزیده چوار،
سرمربی، بازیکن تیم منتخب چوار، چهار نفر از بازیکنان تیم برگزیده ایلام،
حمیدرضا رضایتی بازیکن استقلال ایلام ـ که در این روز، داور مسابقه بود ـ و
پنج بیننده نوجوان شهید شدند و همچنین دهها نفر از بینندگان و بازیکنان
دو تیم نیز به درجه جانبازی رسیدند. بنا بر این گزارش، دو تیم
فوتبال در ۲۳ بهمن ماه ۱۳۶۵ در روستای چوار برای برگزاری یک مسابقه با نام
جام شهدای جنگ به میدان میروند و بینندگان بسیاری نیز در پیرامون این زمین
فوتبال جمع شدهاند و اصلا هم در سیمای آنها نشانی از ترس و نگرانی از
بابت غرش توپهایی که در چند کیلومتری آنها بر زمین میخورد، نیست. دقایقی
از نیمه دوم بازی نگذشته بود که صدای غرش هواپیماهای دشمن، فضا را آکنده
از نفرت و البته ترس و نگرانی کرد؛ اما این جوانان دستبردار فوتبال نبودند
تا غم انگیزترین لحظات یک مسابقه فوتبال در تاریخ بشریت رقم بخورد.هواپیماهای
بعثی که در میدان مبارزه، زورشان به دلیرمردان ایران زمین نمیرسید، از
راهی ناجوانمردانه وارد خانه ما شده بودند و جوانان و نوجوانان پاک و مخلص
این سرزمین را در زمین فوتبال به رگبار بستند؛ لحظاتی سنگین و باور نکردنی
بر زمین فوتبال که با خون فوتبالیستها و البته بینندههای آن، رنگین شده
بود، حاکم شد و اکنون به جای توپ فوتبال گلوله و توپ، نفرت دشمن بود که در
آن زمین و زمان باریدن گرفت تا عزیزانی شهید و مجروح شوند. در
ترکیب تیم منتخب چَوار بازیکنانی همچون مجتبی ناصری، عباس خداویسی، علی
قیطاسی، حسین هزاوه، سید محمد زارعی، یونس تلوکی، علی عباسی، گل مراد
فاضلی، سلمان کرد، عزت خیرالهی، جلیل اسدی، محسن بسطامی، امیدعلی خداویسی،
رحمت محمودی و عباس کمری حضور داشتند. در ترکیب تیم برگزیده جوانان
استان ایلام نیز بازیکنانی همچون فرمان فولادوند، سرحد رضازاده، مجتبی
آزادی، مجتبی رضازاده، علی اشرف نصیری، محمد کمالوند، جهانگیر کاوه،
عبدالرزاق مهدیه، جواد کرمی، علی نجات کرمی، جعفر نورمحمدی، مصطفی نعمتی،
علی مداحی و فرشاد پورنوروز بازی میکردند. حجتالله هاشم بیگی، دبیر ستاد یادواره شهدای زمین فوتبال چوار، چگونگی برگزاری این مسابقه را این گونه برای «تابناک» شرح میدهد: توپ ایستاد؛ هنگامی که جانی در بدن نبود...
زمانی که حسین هزاوه، بازیکن ارزنده باشگاه خیبر خرم آباد و داور رسمی
فدراسیون فوتبال جمهوری اسلامی ایران، بخشدار بخش چَوار از توابع استان
ایلام تعیین شد و خود را در میانه جبهه جنگ دید، به فکر چارهای برای ایجاد
همدلی بین جوانان و کمک به جنگزدهها افتاد. این فوتبالیست
جوانمرد که اخلاق ورزشی را به خوبی آموخته بود، تصمیم گرفت تیم فوتبال خیبر
چَوار را راه بیندازند و با برگزاری مسابقات فوتبال، از غمها و رنجهای
مردم جنگزده بکاهد. در واقع، فوتبال بهانهای برای ایجاد اتحاد میان مردم و
دمیدن روح زندگی در این دیار جنگ زده بود. گویا نقشهای برای این کرنر ریختهاند! ...
مصطفی نعمتی پشت ضربه کرنر قرار میگیرد... در حالی که تلاش میکند، توپ
را در موقعیت مناسبی گذارد، دو هواپیمای عراقی بر فراز زمین فوتبال آشکار
میشوند... وجود کوه در بخش غربی محل برگزاری مسابقه و همچنین هیجان
مسابقه، باعث شده بود که بازیکنان سریع متوجه وجود هواپیماها نشوند... این
دو هواپیما به محض رسیدن به بالای زمین فوتبال، مسابقه را با انواع و
اقسام بمبها، بمباران میکنند... صدای یا حسین (ع)، یا مهدی (عج)، یا
ابوالفضل (ع) و... در آسمان طنین انداز میشود. هواپیماها محوطه جریمه تیم
منتخب چوار یعنی محل تجمع بازیکنان را هدف گرفته بودند. ... در
این هنگام، محوطه جریمه این مسابقه فوتبال، تبدیل به خونینترین هجده قدم
دنیا میشود. بازیکنان توسط بمبها تکه تکه میشوند... یکی از بمبها، درست
روی نقطه پنالتی فرود میآید. مجتبی ناصری، دروازهبان تیم منتخب
چوار، تلاش میکند با حرکت به میان زمین، خود را از مهلکه نجات دهد...
ناگهان یک بمب به سر او برخورد میکند... سرش از تنش جدا میشود و در وسط
میدان بر زمین میافتد... یک بمب کامل به داور مسابقه برخورد و رضایتی تکه
تکه میشود... هزاوه هنوز زنده است و به این طرف و آن طرف میدود... به
بینندگان و بازیکنان میگوید: بخوابید، بخوابید. دود سیاه غلیظی
فضا را پر میکند... صدای غرش هواپیماها از میان میرود... هزاوه در
نزدیکی فرزند پنج سالهاش بر زمین افتاده و به درجه رفیع شهادت میرسد.
مردم شهر ایلام، چوار و روستاهای پیرامون خود را به زمین فوتبال میرسانند. صدای «روله روله» مادران فضا را پر میکند. جواد کرمی در حالی که
خودش زخمی شده، بر سرش میزند و روی پیکر سوخته برادرش «برادر برادر»
میکند... راکت به کمر یونس تلوکی برخورد کرده بود و او دو تکه شده بود.
علی قیطاسی کاملاً بیهوش شده و بدنش پر از ترکش میشود؛ اما از تکه تکه شدن
همبازیانش خبر ندارد. ... دودهای سیاه کنار رفته و زمین فوتبال
چوار کاملا به رنگ سیاه درآمده بود... صحنههایی دیده میشد که در هیچ
مسابقه ورزشی دیده نشده بود. حمیدرضا رضایتی، مجتبی ناصری، علی عباسی،
سیدمحمد زارعی، عبدالرزاق مهدیه، علی نجات کرمی، جهانگیر کاوه، محمد
کمالوند و حسین هزاوه با فجیعترین حالت ممکن، جان خود را در زمین مسابقه
از دست میدهند. ... علی قیطاسی، فرشاد پورنوروز، مجتبی آزادی، علی
گهرسودی، فرمان فولادوند، رحمت محمودی، سلمان کرد، جواد کرمی، سرحد
رضازاده، مجتبی رضازاده، گل مراد فاضلی و... هر کدام به شدت مجروح شده و
فریادهای آنان به آسمان میرسد... خون داور، تماشاگر، بازیکن و مربی با هم
آمیخته شده است. در هر گوشه زمین، شهید یا جانبازی قرار میگیرد تا
نابرابرترین مسابقه تاریخ فوتبال جهان، میان عدهای جوان و دو هواپیمای
بمب افکن شکل بگیرد؛ مسابقهای که به فینال ایثار و شهادت میرسد! در
این روز که فریادهای هورای بینندگان، به جیغ و داد و گریه تبدیل شده بود،
پنج نفر از بینندگان به نامهای مراد آذرخش پانزده ساله، خلیل مظفری هفت
ساله، امجد حیدری دوازده ساله، محمدجواد مظفری هفت ساله و سجاد مظفری پنج
ساله نیز جان خود را از دست دادند. سجاد مظفری تماشاگر پنج ساله را شاید
بتوان کم سنترین قربانی تاریخ فوتبال نامید!... روح جوانمردی و
فداکاری آن بازیکنان، هنوز در اذهان مردم ایلام باقی است. بازیکنی چون حسین
هزاوه، با فریاد کشیدن بر سر تماشاگران و بازیکنان، سعی در نجات آنها
داشت و در حالی که میتوانست از مهلکه فرار کند، چنین کاری نکرد. مردم
ایلام، کمکهای این تیمهای فوتبال به مردم جنگ زده را هرگز از یاد
نخواهند برد. شیرجههای مجتبی ناصری، شوتهای سرکش یونس و حسین، بازی زیبای
علی عباسی و اقتدار سیدمحمد زارعی در خط دفاع، گلهای زیبای کمالوند، کاوه
و مهدیه در مسابقات گوناگون فوتبال، هنوز هم در خاطرات پیشکسوتان فوتبال
ایلام زنده است. ... هزاوه و دیگر بازیکنان، بازی جوانمردانه را به
معنای واقعی کلمه رعایت کردند و همگی در صدد نجات بازیکنان تیم خود و تیم
مقابل بودند. اشک و آه بازماندگان این مسابقه تاریخی پایان ندارد... هر گاه
نگارنده، به سراغ آنان میرفتم تا خاطراتشان را بگویند، بغضشان میترکید و
به یاد دوستانشان اشک میریختند.