خواب ایستاده
خاطره ای از شهید محمد رضا شمس آبادی
تهران - حیاتدر عملیات ها آنقدر کار می کرد که گاهی تا چهار شبانه روز نمی خوابید در جریان عملیات کربلای 5 در سنگری ایستاده بود و با هم صحبت می کردیم، او سرش رابه سنگر تکیه داد، چند کلمه ای که حرف زد دیدم خوابش برده است صدا کردم:«حاج آقا! حاج آقا» چشمهایش را باز کرد و گفت :«بله؟» ولی طولی نکشید، دوباره به خواب رفت، از شدت خستگی سرپا خوابش برده بود.راوی: همرزم شهید محمد رضا شمس آبادی