کد خبر 100156
۲۱ بهمن ۱۳۹۱ - ۰۰:۰۰

خاطره ای از حضرت آیت الله خامنه ای هفت ساعت پشت تریبون

خاطره ای از حضرت آیت الله خامنه ای

هفت ساعت پشت تریبون

یک روز نزدیک به هفت ساعت بنده پشت تریبون ایستادم، صحبت کردم، حرف زدم...

تهران - حیاتدر روزهاى نوزدهم و بیستم و بیست و یکم و بیست و دوم بهمن سال 57 چند روز متوالى به خاطر یک حادثه‌اى، یک علتى، خبرى که به ما دادند، رفتم به یکى از کارخانجات جاده‌ى کرج. خود کارگرها به ما خبر دادند، از خود کارخانه به ما خبر رسید که یک عده‌اى از وابستگان به گروهکهاى مارکسیستى و چپ رفتند آنجا، تصمیم دارند آنجا را پایگاهى قرار بدهند - آنجا هم که خوب، ولوله‌ى کارگر است؛ این همه کارخانه در جاده‌ى قدیم کرج به صورت متراکم حضور دارند - کارگرها را از آنجا جمع کنند، راه بیفتند به طرف بیت امام و به طرف مدرسه‌ى علوى که امام در آنجا ساکن بودند، و به خیال خودشان اوضاع را قبضه کنند و در دست بگیرند.بنده رفتم آنجا. آن کارخانه حدود سیصد چهارصد نفر کارگر داشت. عده‌اى که در آن سالن اجتماع کرده بودند، هفتصد هشتصد نفر بودند؛ یعنى غیر کارگرها هم آمده بودند. چند روز من در آن کارخانه صبح رفتم، عصر برگشتم؛ صبح رفتم، شب برگشتم؛ یک روز نزدیک به هفت ساعت بنده پشت تریبون ایستادم، صحبت کردم، حرف زدم؛ کسى از آنها آمد، شعار داد، استدلال کرد، جواب دادم، توجیه کردم. بالاخره کارگرها خودشان آن گروه مخرب را از کارخانه اخراج کردند، بیرونشان کردند.از آن روز تا امروز، ایجاد شعار سیاسى، به دست گرفتن اهرم سیاسى به وسیله‌ى کارگر علیه اسلام و علیه نظام اسلامى، در برنامه‌ى دشمنان اسلام و دشمنان جمهورى اسلامى بوده است. سى سال است که آنها تلاش میکنند از این اهرم علیه نظام جمهورى اسلامى استفاده کنند، و سى سال است که کارگران کشور ما توى دهن آنها میزنند.بیانات معظم له در دیدار کارگران نمونه سراسر کشور 8/2/1389