کد خبر 100096
۱۷ بهمن ۱۳۹۱ - ۰۰:۰۰

دانش‌آموز شهیدی که با کتاب‌های درسی‌اش تفحص شد...

دانش‌آموز شهیدی که با کتاب‌های درسی‌اش تفحص شد...

تهران - حیاتیکی از روزها، در منطقه عملیاتی «والفجر یک» در ارتفاع 112 فکه، محوری که نیروهای گردان خندق لشکر 27 حضرت رسول صلی‌الله علیه وآله، عملیات کرده بودند، صحنه بسیار عجیبی دیدم که برایم جالب و تکان دهنده بود.از دور پیکر شهیدی را دیدم که آرام و زیبا روی زمین دراز کشیده و طاق باز خوابیده بود؛ سال 72 بود و حدود 10 سال از شهادتش می‌گذشت؛ نزدیک که شدم، از قد و بالای او تشخیص دادم که باید نوجوانی باشد حدود 17 - 16 ساله.بر روی پیکر، آنجا که زمانی قلبش در آن می‌تپیده، برجستگی‌ای نظرم را به خود معطوف کرد؛ جلوتر رفتم و در حالی که نگاهم به پیکر استخوانی و اندام اسکلتی‌اش بود، در گودی محل چشمانش، معصومیت دیدگانش را می‌خواندم، آهسته و با احتیاط که مبادا ترکیب استخوان‌هایش بهم بریزد، دکمه‌های لباس را باز کردم؛ در کمال حیرت و تعجب، متوجه شدم یک کتاب و دفتر زیر لباسش گذاشته بوده؛ کتاب پوسیده را که با هر حرکتی، برگ برگ و دستخوش باد می‌شد، برگرداندم؛ کتابی که 10 سال تمام، با شهید همراه بوده است، کتاب فیزیک بود.یک دفتر که در صفحات اولیه آن بعضی از دروس نوشته شده بود؛ خودکاری که لای دفتر بود، سنگینی خاصی به آنچه می‌دیدم، می‌داد؛ نام شهید بر روی جلد کتاب نوشته بود.مسئله‌ای که برایم خیلی جالب بود، این بود که او قمقمه و وسایل اضافی همراه خود نیاورده و نداشت، ولی کسب علم و دانش آن قدر برایش مهم بوده که در بحبوحه عملیات کتاب و دفترش را با خود جلو آورده بوده تا هرجا از رزم فراغتی یافت، درسش را بخواند.راوی: مرتضی شادکام

برچسب‌ها