کد خبر 100042
۱۵ بهمن ۱۳۹۱ - ۰۰:۰۰

چوب کبریت به جای پنس برای عمل جراحی در اسارتگاه

چوب کبریت به جای پنس برای عمل جراحی در اسارتگاه

خاطره ای شگفت انگیز از عمل جراحی «آزاده جانباز نوراله فردوسی» در اردوگاه «مفید» با دو چوب کبریت که به جای پنس از آنها استفاده می کرد در لابه لای زخم به دنبال تیر و ترکش بود و «مهدی» هم با پاک کردن خونی که از زخم خارج می شد، نقش پرستار را ایفا می کرد...

تهران - حیاتپنج ماه از مدت اسارت ما می گذشت ولی هنوز یکی از زخم هایی که در اثر اصابت تیر به بدنم ایجاد شده بود، خوب نشده بود. استخوان دستم جوش خورده بود و من می توانستم با دست راستم هر کاری بکنم ولی هر روز زخمی که روی سینه ام بود، بدتر و بدتر می شد. تا آنجا که یک روز درمیان،‌ حدود یک استکان چِرک از آن تخلیه می کردم. چند مرتبه به بهداری رفتم ولی پزشک عراقی هیچ توجهی به این زخم نمی کرد؛ فقط چند کپسول آنتی بیوتیک برایم می نوشت که آن هم کارساز نبود. دیگر هم اتاقی های من، طاقتشان طاق شده بود؛ به خصوص آنهایی که در کنار من می خوابیدند، چون بوی عفونت آنها را اذیت می کرد. طوری شده بود که کسی کنار من چند دقیقه هم تحمل نمی کرد. روزی دوستانم «مفید و مهدی» به من پیشنهاد دادند که زخم را بشکافند. آنها اعتقاد داشتند که این عفونت به خاطر وجود تیر و یا ترکش است. من باورم نمی شد و از طرفی هم می ترسیدم زخم با شکافته شدن، از آن چیزی که هست، بدتر شود. اصرار آنها و تأیید دیگر هم آسایشگاهی ها باعث شد که من تن به عمل جراحی بدهم … . پیراهنم را درآوردم، مفید با تکه های باندی که از قبل آماده کرده بود، آنقدر به زخمم فشار داد تا تمام چرک ها از آن خالی شد. بعد با چوب کبریتی، پوستی را که بر روی زخم بسته شده بود، کنار زد. خیلی ها تحمل نگاه کردن را نداشتند، ولی دوست داشتند ببینند نتیجه این عمل جراحی چه می شود. مفید با دو چوب کبریت که به جای پنس از آنها استفاده می کرد در لابه لای زخم به دنبال تیر و ترکش بود و مهدی هم با پاک کردن خونی که از زخم خارج می شد، نقش پرستار را ایفا می کرد. بعد از چند دقیقه مفید فریادی کشید و گفت: «تیر را یافتم.» همه صلوات فرستادند. بعد مفید با دو چوب کبریت تیر را از بدنم خارج ساخت … . بعد از خارج شدن تیر از بدنم، مدتی طول نکشید که زخم خشک شد و دیگر عفونتی از آن خارج نشد.