زیارت خدا / خاطره
خاطره ای از شهید سیدمحمد تقی رضوی مبرقع
تهران - حیاتتو
بحبوهه جنگ، اسمش برای حج درآمد. همه خوشحال بودند، حتی وسایل سفرش را هم آماده
کرده بودند. دو روز مانده به حرکت، انگار الهاماتی بهش شده بود، گفت:"کار من
توی جبهه واجب تره. چند وقت دیگه میرم پیش خود خدا...."