سه شنبه 20/11/1388  |

ذبیحی در دیدار با خانواده شهدا: منزلت شهدا را با هیچ ابزار مادی نمی‌توان توصیف کرد    ارتباط مستقیم الکترونیکی با رییس بنیاد شهید و امور ایثارگران امکان پذیر شد    احمدی نژاد: کتاب سال فرصتی برای تبادل اندیشه‌ها و فرهنگ‌هاست    حضرت آیت الله خامنه ای فرمانده کل قوا:ملت ایران در 22 بهمن با وحدت کلمه، مستکبرین را مبهوت خواهد کرد    مشاور وزیر نیرو در امور ایثارگران در گفتگو با حیات:وزارت نیرو 4 هزار و 500 شهید تقدیم نظام و انقلاب کرده است/سالانه 350 فرزند شاهد و ایثارگر در وزارت نیرو استخدام می شوند   

خبر - سیاسی

کد مطلب: 27410

 تاریخ: سه شنبه 14/03/1387

 ساعت: 16:12

[نسخه چاپی]  |  [RSS]  |  [عناوین مطالب]  |  [بازگشت به صفحه قبل]
 پانزده خرداد؛ طلیعه نهضت اسلامی

 بایگانی 
پانزده خرداد؛ طلیعه نهضت اسلامی


تهران - حیات

پس از سالها رخوت و سکوت که حاصل ناکامیهای تاریخی مردم و سیاستمداران ایران دربه سرانجام رساندن نهضت مشروطه و بعد از آن نهضت ملی نفت بود، خروش امام خمینی (ره) و قیام مردمی پایانی بر شب سیاه استبداد شد.
پس از بازگشت شاه از امریکا، با توجه به اوضاع و احوال حاکم بر حوزه ها و به دلیل عدم شناخت مراجع و روحانیت، خصوصا شخصیت فوق العاده و استثنایی حضرت امام خمینی (ره) این تصور در رژیم حاکم وجود داشت که مشکلی برای اجرای سیاست های جدید و اصلاحات امریکایی وجود ندارد. رژیم شاه و مقامات امریکا تصور نمی کردند که روزی مراجع تقلید و حوزه ها به حرکت درآیند و آن چنان در مقابل شاه و دستگاه حاکم ایستادگی کنند که حتی با حمایت ها و کمک های تمامی دولت های بزرگ، شکست خورده و ساقط شوند.
واقعیت این است که معجزه رهبری حضرت امام خمینی (ره) نه تنها انقلابی در حوزه ها اجاید کرد، بلکه به دلیل ویژگی های ناشناخته شخصیتی و رهبری وی برای قدرت های خارجی و ایادی داخلی آنان، غالبا تحلیل ها، پیش بینی ها و برنامه های سیاسی- تبلیغاتی رژیم با موفقیت روبه رو نمی گردید.
شاه برای نشان دادن قدرت سیاسی و پشتوانه حمایتی در مقابل مردم روحانیت، رابطه ویژه ای را با امریکا برقرار کرد.

آغاز نهضت اسلامی

رژیم شاه و دولت های حامی او شناخت دقیقی از ساختار روحانیت، حوزه ها مساجد و چگونگی پیوند اعتقاد مردم به روحانیون و مراجع نداشتند و تصور می کردند پس از یک دهه سرکوب مداوم و چهار دهه تبلیغات مسموم و مبارزه با نفوذ و حضور روحانیت، مشکل و مانعی برای اجرای برنامه های تحمیلی وجود ندارد، و همچنین این تصور را داشتند که مفاد این لایحه مورد تایید روشنفکران قرار گرفته و آن را نشانه ای از حرکت مترقیانه رژیم تلقی می کنند، و اگر مخالفتی از جانب جریان های مذهبی- روحانیت و مردم- مشاهده شود، می توان با استفاده از حمایت روشنفکران و دانشگاهیان آن را خنثی کرد.
حرکت روحانیون در مخالفت با لایحه، بنابر دلایل شرعی بود و در آغاز موضوع براندازی نظام مطرح نبود، زیرا بخشش اعظم حوزه ها و مردم به علت ضعف آگاهی و نداشتن بینش و توجیه مناسب برای چنین حرکتی، قطعا آمادگی شرکت فعالانه ای را نداشته و نهضت منجر به شکست می شد.
بنابراین برای مبارزه مراحلی پیش بینی می شد. در آن مقطع زمانی، صحبت از سرنگونی سلطنت و تشکیل حکومت اسلامی زمینه جذب زیادی نداشت. علما با شاه مکاتبه کردند، نماینده او راپذیرفتند و با او گفتگو کردند.
بخشی از تلگراف امام خمینی (ره) در 15 آبان 1341 خطاب به شاه چنین است:
انتظار ملت مسلمان آن است که با امر اکید، اقای علم را ملزم فرمایید، ایشان از قانون اسلام و قانون اساسی تبعیت کند و از جسارتی که به ساحت قرآن کریم نموده استغفار نماید، والا ناگزیرم در نامه سرگشاده به اعلی حضرت مطالب دیگری را تذکر دهم. از خداوند تعالی استقلال ممالکت اسلامی و حفظ آن را از آشوب مسالت می نمایم.

فاجعه فیضیه

در اواخر اسفند 1341 حضرت امام (ره) طی اعلامیه و سخنرانی، نوروز 42 را عزای عمومی اعلام کردند. ایشان در پیامی که برای علما در شهرهای مختلف کشور ارسال داشتند چنین فرمودند: این جانب، عید نوروز را به عنوان عزا و تسلیت به امام عصر عجل الله تعالی فرجه، جلوس می کنم و به مردم اعلام خطر می نمایم. مقتضی است حضرات آقایان نیز همین رویه را اتخاذ فرمایند، تا ملت مسلمان از مصیبت های وارده بر اسلام و مسلمین، اطلاع حاصل نمایند.
در واقع امام مصمم بود تا با استفاده از هر امکان مشروعی، بر ضد رژیم مبارزه و ضمن افشای ماهیت و سیاست های ضد مردمی و ضد اسلامی آن، علما و مردم را جهت مبارزه، بسیج ند و فرصت را از دست رژیم برای سرکوب نهضت و تسلط بر اوضاع بگیرد.
دوم فروردین 1342 مصادف با سالگرد شهادت امام صادق- علیه السلام- بود. طبعا طبق سنت مرسوم، مجالس عزاداری و اجتماعات مردمی برپا می شد. همزمانی نوروز و تحریم عید وسالگرد شهادت امام صادق- علیه السلام- فرصت مناسبی برای مردم و علما شد تا با بهره گیری از اجتماعات، پیرامون وضعیت جاری کشور صحبت و راهپیمایی کنند.
در ضمن رژیم برنامه ایجاد درگیریهای ساختگی را بین کشاورزان از یک طرف و علما از طرف دیگر، تدارک دیده بود، تا از این راه وسیله ای برای توجیه دخالت پلیس و سرکوب مردم بیابد. براساس همین برنامه می بایست در روز 25 شوال که مصادف با سالگرد شهادت امام صادق علیه السلام بود، در مجلس عزای که با حضور صدها زایر از شهرهای مختلف کشور و با حضور علما و مراجع در مدرسه فضیه قم برگزار می شد، این طرح به اجرا در می آمد.
طبق برنامه طراحی شده، عده ای کماندو با لباس کشاورز و با چاقو و چوب از تهران به قم رفتند و در روز دوم فروردین، در زمان برگزاری مراسم عزا، ناگهان وارد مدرسه شده و ضمن سردادن شعار به طرفداری از شاه، مجلس را برهم زده و اگر فرد یا افرادی مخالفت می کردند، دیگری شده و بلافاصله کماندوهای خارج از مدرسه وارد صحنه می شدند.
در بین صحبت یکی از وعاظ، ناگهان عده ای با لباس روستایی و با کارد و چوپ و حتی بعضی با باتوم به مدرسه ریختند و ضمن سردادن شعارهایی به طرفداران از شاه و بر ضد مخالفین رژیم، با مردم درگیر شده و عده ای را مضروب و جلسه را برهم می زنند.
عده ای از طلاب به طبقه فوقانی مدرسه رفته و با پرتاب سنگ و آجر به کماندوها حمله کردند. مهاجمین به طبقه بالا رفته و در آن جا، ضمن درگیری و مضروب کردن تعدادی از آنها چند نفر را از بالا به پایین انداختند.
تعداد مصدومین و شهدا به دلیل پراکندگی و همچنین جمع آوری آنان توسط کماندوها مشخص نشد، انتشار خبر این فاجعه، موجی از خشم و نفرت نسبت به رژیم را در داخل و خارج از کشور برانگیخت و حتی بعضی از افراد بی تفاوت را نیز به صف مخالفین رژیم کشاند. چنین اقدام وحشیانیه ای در روز شهادت امام صادق (ع) درمجلس عزایی که با حضور علما و مردم در مدرسه فیضیه انجام گرفت نشان دهنده دوران جدیدی از حرکت های رژیم، دربرخورد با مخالفان بود. به عبارت دیگر مذهب، شعایر مذهبی و حرمت علما و مراکز مذهبی، هیچ سد و مانعی برای رژیم، در رسیدن به اهداف تعیین شده اش نبود. حتی اگر ادعا و تظاهر به مسلمانی می کرد.
فاجعه فیضیه تاثیر عمیقی بر توده مردم و روحانیت گذاشت. به طوری که این سرکوب یکی از عوامل زمینه ساز 15 خرداد 42 شد.

واقعه مدرسه طالبیه در تبریز

در روز دوم فروردین 42 و همزمان با هجوم به مدرسه فیضیه قم، در حالی که تعدادی از مساجد تبریز، مراسم عزاداری به مناسبت سالگرد شهادت امام صادق (ع) را برگزار کرده بودند، عده ای از مامورین ساواک و شهربانی وارد مدرسه طالبیه شدند. آنان پس از پاره کردن تعدادی عکس واعلامیه از دیوارهای مدرسه، با طلاب و بعضی از مردم حاضر در مدرسه درگیر شدند. زد و خورد طلاب و ماموران به خارج از مدرسه کشیده می شود و در نتیجه بر تعداد ماموران مسلح افزوده می گردد و بشدت با مردم درگیری می شوند.

چهلم فیضیه و اعلامیه امام

امام (ره) در چهلمین روز فاجعه فیضیه پیام مهمی که جامع مواضع قاطع و سازش ناپذیر سیاسی و انقلابی بود‌، خطاب به ملت صادر کردند. ایشان ضمن افشای بعضی از مطالب، زمینه سازی جهت قیام مردم و همراهی ارتش با آنان را تدارک می کردند.
"علمای نجف که تا آن زمان چندان حرکتی در این گونه موارد از خود بروز نمی دادند، بعد از فاجعه فیضیه بامحاصره سفارت ایران و صدور اعلامیه، صدای اعتراض خود را بلند کردند و با ارسال پیام برای علمای ایران، پشتیبانی کامل خود را اعلام می کنند. این جریان ضربه سختی بر پیکر رژیم بود، زیرا که تنها امید رژیم شاه این بود که اگر پشتیبانی علمای قم را ندارد، لااقل علمای نجف را در جرگه مخالفین خود ندارد. و با آن حرکتی که بعد از فوت آیت الله بروجردی به عمل آورده بود، فکر می کرد به این ترتیب مرجعیت را از قم به نجف منتقل نموده و دیگر خطری از جانب روحانیت متوجه شاه نخواهد بود.

قیام 15 خرداد 1342

راهپیمایی عاشورا
راهپیمایی عاشورا برای نشان دادن حضور مردم و اعلام موضع بر ضد سیاست های هیات حاکمه بود. مقدمات کار توسط جمعیت موتلفه و با همکاری تعدادی از هیات های عزادار فراهم شد. طبق برنامه، قرار شد جمعیت موتلفه از طریق اعلامیه و اطلاع به هیات ها، مردم را به تجمع در مسجد حاج ابوالفتح دعوت نماید. با توجه به تجربه های گذشته، معمولا رژیم یا بطور مستقیم برای جلوگیری از برگزاری برنامه وارد می شد و یا با فرستادن عده ای اراذل و اوباش برای درگیری و برهم زدن برنامه اقدام می کرد. برای جلوگیری از حالت دوم با چند تن از کسانی که احتمال داشت که از آنان به این منظور استفاده شود، مذاکره هایی انجام شد.
راهپیمایی با شرکت همه قشرها و افرادی از گروه های سیاسی، در میدان قیام (میدان شاه سابق) از مسجد حاج ابوالفتح در ساعت 9 صبح روز عاشورای 83 (13 خرداد 1342 ه.ش) به طرف میدان بهارستان و مجلس شورای ملی شروع شد. مرتبا بر انبوه جمعیت افزوده می شد. بطوری که شرکت چنین جمعیتی تا آن زمان بی سابقه بود.
شعارها برضد اسراییل، آمریکا، دیکتاتوری شاه و به نفع فلسطین و حمایت از امام بود. از جمله شعارهایی که داده می شد، می توان به شعارهای زیراشاره کرد:
- "خمینی، خمینی، خدانگهدار تو. بمیرد، بمیرد، دشمن خونخوار تو".
- "گفت عزیز فاطمه        نیست ز مرگم واهمه"،
- "تا به تنم روان بود       زیر ستم نمی روم".
- "خمینی، خمینی، تو فرزند حسینی".
- "بزرگ فلسفه قتل شاه دین این است        که مرگ سرخ، به از زندگی ننگین است".
- "خمینی، خمینی، ملت طرفدار تو           می رود، می رود، دشمن خونخوار تو".
هیچ یک از حرکت ها و گروه های اسلامی درگذشته موفق به راه اندازی حرکت وسیع مردمی نشده بودند و همین امر موجب شده بود که پس از مدتی، علی رغم فداکاریها و شهادتها، در اثر فشار و انواع توطئه ها و مشکلات از پای درآیند.
جبهه ملی و نهضت آزادی، عصر عاشورا اجتماع خود را در مسجد هدایت تشکیل دادند و به یاد مصدق و برضد شاه شعارهایی دادند. متاسفانه در این جریان نوعی جدایی از مردم و ایجاد تفرقه دیده شد. همچنین شعارهایی نظیر "سلام بر خمینی، درود بر مصدق" و "خمینی رهبر شیعه، مصدق رهبر ملی" تناسبی با موقعیت مبارزه و تمایل اکثریت مردم نداشت.

سخنان امام (ره) در عصر عاشورا

عصر عاشورای 83 درحالی که تعدادی از مردم، امام خمینی را همراهی می کردند، وارد مدرسه فیضیه شدند. امام(ره) بیانات مهمی را ایراد کرده اند که در تاریخ انقلاب اسلامی شهرت دارد و اثرات فوق العاده ای به دنبال داشته است.
مهمترین محورهای بیانات امام عبارت بود از:
1- مقایسه شاه و یزید
نظامهای طاغوتی و ضدمردمی برای ادامه حکومت و اقتدار خود، پیوسته دو اصل را درنظر دارند و تلاش می کنند که این دو اصل با شدت و قوت اعمال شود:
1-1- ارایه تصویری قدرتمند و شکست ناپذیر، بطوری که کمتر کسی جرات مقابله و رویارویی با حکومت های استکباری و طاغوتی را داشته باشد. به همین دلیل، یکی از اقلام هزینه های چنین رژیم هایی، تبلیغات وسیع برای ارایه یک اقتدار خلل ناپذیر و داشتن قدرت غیرعادی می باشد.
1-2- جلوگیری از آگاهی و اطلاع مردم نسبت به واقعیت اوضاع و احوال کشور. زیرا تا زمانی که مردم اطلاعات کافی از واقعیات ندارند نمی توانند موضعگیری و اقدام مناسبی داشته باشند. از این رو، بسیاری از امور حساس مملکتی، حتی تا زمان مرگ حاکمان این گونه رژیم ها، مخفی و دور از اطلاع و نظر مردم انجام می شود. اصل "درجهل و بی خبری نگهداشتن مردم" یکی از مهمترین اصول حکومت های استکباری و ضدمردمی است.
1-3- امام خمینی(ره) در نطق خود این دو اصل را می شکند و رژیم را به ضعف و رسوایی می کشد و آن چنان ماهیت شاه و دستگاه حاکم را افشا و معرفی می کند که تا آخرین روز سلطنت، او دیگر نتوانست موقعیت قبلی خود را در داخل کشور داشته باشد. از آن روز به بعد امام را "بت شکن" می گفتند، زیرا عده ای شاه را چون "بت" و مظهر شرک می دانستند.
مقایسه شاه و یزید در عصر عاشورا، توسط مرجعی که نظراتش مورد قبول نه تنها مقلدین، بلکه بسیاری از مردم دیگر نیز بود، در واقع شکستن اقتدار تبلیغاتی و قلدرمآبانه او بود. همان گونه که یزید قصد نابودی اسلام و محو آثار نبوت و تسلط خاندان فاسد اموی بر تمامی شوون مسلمین را در سر داشت و در این راه، فرزند رسول خدا و یارانش را به شهادت رسانید و برای اعمال حاکمیت و نشان دادن قدرت خود، به خانه خدا حمله کرد و مدینه را به خاک و خون کشید، شاه نیز "با اساس اسلام و روحانیت مخالفند"، هیات حاکمه شاه "نمی خواهند صغیر و کبیر ما باشند". شاه نیز به مدرسه فیضیه حمله کرده و تهدید می کند که کشتار به راه می اندازد. حتی عده ای را می کشد تا برنامه ها اجرا شود.
یزید با جنایات زیادی که مرتکب شد، نتوانست عمر درازی داشته باشد، همچنان که رضاخان نیز سرانجام در تبعید و در شرایط سختی جان داد. امام (ره) عاقبت سایر یزیدیان را متذکر می شود تا شاید موجب عبرتی شود. هرچند که بعید به نظر می رسید که امثال پسر رضاخان از چنین تذکر و تنبیهی عبرت بگیرند. اما وظیفه امام، بیان واقعیت ها و اتمام حجت بود. می توان گفت که امام در این بیانات، خواستار سقوط رژیم سلطنتی و تداوم مبارزه در این راه شده بودند.
2- خطر اسراییل
حضرت امام در چندین مورد، قبلا راجع به اسراییل مطالبی را فرموده بودند. اما به دلیل اهمیت فوق العاده موضوع، پیچیدگی و عدم اطلاع اکثریت مردم از شیوه ها، برنامه ها و اهداف اسراییل، امام اعلام خطر را تکرار کردند. در این سخنرانی، بیشترین توضیح پیرامون اهداف و برنامه های آینده اسراییل، به عنوان متحد شاه ارایه شد. بسیاری از افراد در آن زمان، از میزان حضور و نفوذ صهیونیسم در ایران اطلاع چندانی نداشتند. افراد معدودی می دانستند که اسراییل طراح اصلی برنامه های رژیم شاه بود. طبیعی است که در جهت رابطه ویژه و همکاری های همه جانبه و گسترده با اسراییل می بایست تضعیف اسلام، روحانیت و گسترش فساد، بی دینی و ابتذال انجام گیرد. به همین دلیل "اسراییل نمی خواهد در این مملکت قرآن باشد، اسراییل نمی خواهد در این مملکت علمای اسلام باشند" و نظایر آن نه تنها اخطاری به ملت ایران، بلکه به کلیه کشورهای اسلامی بود.
3- دفاع از اسلام و روحانیت
برخلاف تحلیل ها و نظریه های مادی و یا غربی، که مبارزه مردم و روحانیت را به دلایل مادی یا صرفا برای مقابله با سلطنت پهلوی و یا سلطه خارجی می دانند، علت اصلی و اساسی قیام و تداوم مبارزه تا پیروزی سال 1357 دفاع از اسلام و عزت و استقلال مسلمین بوده است.
بعضی افراد تصور داشتند که علت قیام بر ضد رژیم، انجام اصلاحات ارضی، اعطای آزادی و تساوی حقوق به زنان و عدم سوگند به قرآن بوده و برخی دیگر موضوع را به خاطر مخالفت با مظاهر غرب و اجرای بعضی طرح های بسیار پیشرفته! می دانستند. درحالی که امام(ره) بارها به عبارات متفاوت فرمودند: "همه حرف ما و همه دعواها برسر اسلام است."
واقعیت این است که اسلام به معنای واقعی، درصورت داشتن قدرت، مانع تسلط و استثمار و فساد دیگران در سرزمین اسلامی می شوند. لذا درمواقع، دفاع از اسلام به معنای دفاع از حقوق، آزادی و عزت مسلمین است.

دستگیری امام خمینی (ره)

ساعت چهار صبح روز 12 محرم 83 قمری (15 خرداد 1342) نیروهای امنیتی و انتظامی، پس از محاصره منزل امام در قم و ورود به منزل از طریق دیوار، ایشان را در حالی که برای نماز صبح آماده می شدند، دستگیر و به تهران منتقل می نمایند و در یکی از بازداشتگاه ها نگهداشته و پس از مدتی (در 4 تیر 1342) از آنجا به پادگان "عشرت آباد" (نام فعلی این پادگان "ولی عصر" است) بردند.
قبل از طلوع آفتاب خبر دستگیری امام در شهر قم و سپس در سایر شهرها، منتشر و موجب تعجب و تشدید هیجان مردم گردید. عده ای این خبر را یک شایعه می دانستند که پس از تایید خبر توسط مرحوم حاج آقا مصطفی، فرزند امام، و بعضی از اهالی محل، ناگهان وضعیت فوق العاده قم، تهران و سایر شهرهای کشور را فراگرفت. زیرا در تاریخ معاصر ایران بازداشت یک مرجع شیعه و کسی که مقبول مردم بود سابقه نداشت.
گزارش خلاصه ای از آنچه که در 15 خرداد 1342 اتفاق افتاد برای بحث های آینده و بررسی پی آمدهای قیام لازم است.

قیام در شهر قم

پس از انتشار خبر دستگیری امام(ره) بسیاری از مردم، ناراحت و عصبانی به منزل ایشان رفته و به اتفاق فرزندشان – حاج آقا مصطفی – حدود ساعت 6 صبح به سمت حرم مطهر حضرت معصومه – سلام الله علیها – حرکت کردند. پس از مدتی صحن مطهر و خیابان های اطراف، مملو از جمعیت شهری و روستایی شده که شعار "یا مرگ یا خمینی" را با هیجان و التهاب شدید تکرار می کردند. علما و مراجع، طی اعلامیه ای که از بلندگوی صحن مطهر خوانده شد؛ ضمن محکوم کردن این اقدام خواستار آزادی فوری امام شدند.
تعداد زیادی از مردم در روز پانزده و شانزده خرداد بازداشت و بعضی از آنها پس از مدتی مرخص و عده ای نیز به حبس های طولانی محکوم شدند.

قیام در تهران

با انتشار خبر دستگیری امام(ره) در تهران، همزمان سه حرکت خودجوش شکل گرفت. این سه حرکت تا نزدیک ظهر به یکدیگر پیوسته و جریان نیرومندی را در مقابله با عوامل سرکوب رژیم به وجود آوردند. به طوری که بخشی از نیروهای پلیس پراکنده شدند و از مقابل مردم گریختند. پس از ورود تانک ها و سلاح های سنگین ارتش و کشتار وسیع مردم، مجددا پلیس در کنار نیروهای ارتش قرار گرفت.
دانشگاه ها پس از انتشار خبر دستگیری امام تعطیل شد و دانشجویان دانشگاه تهران نیز به محض اطلاع از درگیری ها با تعطیل کلاس ها و اجتماع در محوطه دانشگاه، به خیابان ها ریخته و بر ضد رژیم شاه و به حمایت از امام شعار دادند. در میدان انقلاب (24 اسفند سابق) ستاد ژاندارمری مانع ادامه راهپیمایی شد و با تیراندازی، باعث پراکنده شدن دانشجویان شد.
همچنین در آن روز اقدامات مشکوکی نیز انجام شد که دقیقا روشن نشد توسط چه کسانی و به چه دلیل صورت گرفت. برای مثال می توان به آتش زدن کتابخانه پارک شهر، آتش زدن دفتر اداره پست و یا کندن چندین تلفن عمومی اشاره کرد. بعضی معتقدند افرادی از ساواک که طرفدار تیمور بختیار بودند، تصمیم داشتند تا زمینه سقوط دولت را فراهم کرده تا وی به عنوان فردی قدرتمند که مورد حمایت آمریکا نیز بود، نخست وزیر شود. هرچند دلایل قوی و مستندی در این مورد در دست نیست.

قیام در ورامین

عده ای از مردم و کشاورزان پیشوای ورامین، پس از شنیدن خبر دستگیری امام و کشتار قم و تهران، کفن بر تن کرده و دسته جمعی به سمت تهران حرکت کردند. پاسگاه ژاندارمری در مقابل آنان ایستاد و دستور بازگشت داد ولی آنان نپذیرفتند و تصمیم به ادامه حرکت داشتند که ناگهان با رگبار مسلسل ژاندارمها، عده زیادی از آنان کشته و زخمی شدند و حتی جنازه بعضی از مردم را به درون چاه ها و قنات ها انداختند. این کشتار مردم تاثیر عمیقی بر مردم ورامین گذاشت، به طوری که به صورت مخالفین سرسخت شاه درآمدند و در جریان مبارزات سال های 56 و 57 برضد رژیم بسیار فعال بودند و هرسال در پانزده خرداد در پیشوای ورامین، برنامه های مفصلی به یاد شهدای پانزده خرداد 42 برگزار می شود.

قیام در سایر شهرها

در اغلب شهرها، درگیری و راهپیمایی و برگزاری جلسات و سخنرانی برضد رژیم و در اعتراض به دستگیری امام(ره) صورت گرفت. اعتراضات در بعضی شهرها مانند شیراز، تبریز و مشهد از شدت و گستردگی بیشتری برخوردار بود و تعدادی کشته یا زخمی و عده ای نیز زندانی شدند.
به دلیل ضعف ارتباط و فقدان تشکیلات، بسیاری از شهرها نتوانستند در پانزده و شانزده خرداد، اقدامی داشته باشند و بعد از آن نیز با توجه به "آماده باش" ارتش، ساواک، شهربانی و ژاندارمری امکان اقدامی نظیر آنچه که در چند شهر بزرگ واقع شد، نبود.

اعلام حکومت نظامی

در ساعت پنج صبح پانزده خرداد، اعلامیه برقراری حکومت نظامی و منع رفت و آمد از ساعت 8 بعدازظهر تا 8 صبح از رادیو خوانده شد و نصیری، رییس شهربانی، با توجه به سوابق و عملکرد بعد از کودتای 28 مرداد، فرماندار نظامی شد.
هدف از حکومت نظامی، قلع و قمع بیشتر مردم، دستگیری افراد موردنظر در شب، جلوگیری از تجمع و حرکت مردمی، جمع آوری اجساد و انتقال به مکانی

انعکاس قیام در خارج از کشور

رژیم شاه به دلایل مختلفی تلاش داشت تا وقایع مربوط به پانزده خرداد، انعکاسی در جهت مثبت و نشان دهنده اقتدار و ثبات سیاسی و امنیتی داشته باشد. به این دلیل برای توجیه خبرنگاران خارجی مقیم تهران و همچنین رسانه های بین المللی اقدامات متعددی صورت داد.
بیشتر رسانه های بین المللی، هم سو با سیاست دولت های بزرگ، واقعیت های مربوط به نهضت اسلامی را به شکل مناسبی ارایه نمی کردند. معذلک در میان اسناد به جای مانده از سال 42 مواردی دیده می شود که حاکی از انعکاس واقعه قیام در میان مردم، مطبوعات، گروه ها و محافل سیاسی است. به عنوان نمونه گزارشی از اندونزی (دورترین کشور مسلمان نسبت به ایران) که حاکی از انعکاس خبر قیام در آن کشور است، ارایه می شود.
پایان پیام


 


ثبت کننده مطلب: 8

سایر مطالب

20/11/1388

20/11/1388

20/11/1388

20/11/1388

20/11/1388

 

نظر شما در مورد این مطلب

 
 

 نام:

 

پست الکترونیکي:

 

 نظر شما:

 
 

5

 

4

 

3

 

2

 

1

امتياز به مطلب:

 

پر کردن فرم براي دريافت نظرات الزامي است


 

نظرات دیگران [0]

 




تمامی حقوق برای حیات محفوظ است. استفاده از مطالب با ذکر منبع آزاد است.
info@hayat.ir